آخرین مطالب

» شماره ۴۵ » جاسوس‌ها

جاسوس‌ها

نام کتاب: جاسوس‌ها نویسنده: لوئیز فرناندووریسیمو مترجم: محمدرضا امیری ناشر: نشر نیماژ نوبت چاپ: اول ۱۴۰۴ تعداد صفحه: ۱۹۸ قیمت: ۲۶۰هزار تومان   لوییز فرناندو وِریسیمو یکی از محبوب‌ترین نویسندگان کشور برزیل، نویسندۀ داستان کوتاه، رمان، و نمایشنامه است. ستون‌های طنز او در روزنامه‌های برزیل طرفداران زیادی داشته‌ و طنز ظریف، نگاه فلسفی، و قلم […]

جاسوس‌ها

نام کتاب: جاسوس‌ها

نویسنده: لوئیز فرناندووریسیمو

مترجم: محمدرضا امیری

ناشر: نشر نیماژ

نوبت چاپ: اول ۱۴۰۴

تعداد صفحه: ۱۹۸

قیمت: ۲۶۰هزار تومان

 

لوییز فرناندو وِریسیمو یکی از محبوب‌ترین نویسندگان کشور برزیل، نویسندۀ داستان کوتاه، رمان، و نمایشنامه است. ستون‌های طنز او در روزنامه‌های برزیل طرفداران زیادی داشته‌ و طنز ظریف، نگاه فلسفی، و قلم بازیگوش و پر از شوخی‌های کلامی او را گاهی با وودی آلن مقایسه کرده‌اند.

وریسیمو در۲۶ سپتامبر ۱۹۳۶ در شهر پورتو آلگره در برزیل متولد شد. پدرش اریکو وریسیمو نیز یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان قرن بیستم در برزیل بود.  از لییز فرناندو، کتاب دیگری با عنوان «بورخس و اورانگوتان‌های ابدی» نیز به فارسی ترجمه شده است.

شخصیت‌های داستان‌های وریسیمو، عموماً انسان‌هایی معمولی‌اند که در وضعیتی غیرمعمول گرفتار می‌شوند. کتاب جاسوس‌ها نیز با طنز خاص وریسیمو، نگاهی متفاوت به مفاهیم توطئه، هویت، حقیقت و روایت دارد.

داستان از زبان کارمندی در یک انتشاراتی کوچک در شهر پورتو آلگره در برزیل روایت می‌شود. راوی داستان که مسئول بررسی نامه‌های رسیده به دفتر انتشارات است، روزی نامه‌ای از زنی ناشناس دریافت می‌کند که در آن نوشته قصد دارد خودش را بکشد:

«اواسط یک روز سه‌شنبه بود و هنوز هم ته‌مانده‌های خماری در من پرسه می‌زد. پاکت سفیدرنگ مرموز و عجیبی روی میز کارم قرار گرفته بود. تقریباً نزدیک بود که این پاکت را هم بازنکرده روانۀ سطل زباله کنم؛ اما نوشته‌ای غیرمعمول روی پاکت، من را از این کار منصرف کرد. نوعی فریاد التماس در حروف بزرگ پشت پاکت، نظرم را به خود جلب کرد. آن هم با دست‌خطی کج ‌ومعوج که ممکن بود خط کودکی هراسان از چیزی باشد. این نشانه‌ها برای برانگیختن حس کنجکاوی من کافی بودند تا با کمی تأمل، در پاکت را باز کنم. درون پاکت چهار برگۀ بزرگ آچهار وجود داشت که با روکش پلاستیکی شفافی پوشانده و با شیرازه‌ای به هم متصل شده بودند. در اولین برگه از این چهار برگ، تنها یک نام «آریادنه» به چشم می‌خورد و در قسمت بالای حرف «ی»، گل قرمز کوچکی طراحی شده بود. طرح گل قرمز کوچک، روی حرف «ی» تنها نکته‌ای بود که تا انتهای این داستان به‌درستی متوجه آن نشدم. اگر به آن پی می‌بردم، شاید حادثۀ پیش رو هیچ‌گاه اتفاق نمی‌افتاد و همه با هم از این مهلکه نجات پیدا می‌کردیم.»

 

این نامۀ ناشناس، راوی را به‌شدت کنجکاو می‌کند تا به دنبال صاحبش بگردد. او موضوع را با همکاران و دوستانش که شب‌ها در کافه‌ای گرد هم می‌آمدند، در میان می‌گذارد و هرکدام به‌نوبت به همان اندازه تحت‌تأثیر نامه قرار می‌گیرند و کم‌کم همه‌چیز رنگ و بویی مرموز به خود می‌گیرد. در ادامه، داستان، عملیات جاسوسی گروه دوستان راوی را دنبال می‌کند. طنز گزنده و هوشمندانۀ وریسیمو، در کنار روایت ماجرایی پررمزوراز، فضای ادبی، بوروکراسی و حتی زندگی مدرن را به نقد می‌کشد. رمان جاسوس‌ها را می‌توان نوعی نقد ادبی شیرین خواند که در آن، مرز بین واقعیت و خیال در هم می‌آمیزد و تعلیق داستان که از همان ابتدا خواننده را درگیر می‌کند، در فضای ذهنی و روایت‌های چند لایه ساخته می‌شود.

بسیاری از منتقدان، این داستان را استعاره‌ای از خلق ادبیات دانسته‌اند. چه، نامۀ بی‌نام، استعاره‌ای از جرقۀ ایدۀ خامی است که به نویسنده الهام می‌شود و شخصیت‌های داستان هرکدام نمادی از جنبه‌های مختلف ذهن نویسنده‌اند. همچنین مرز بین خیال و واقعیت، نمادی از فرایند خلق داستان است. جایی که هر نویسنده‌ای خیال و واقعیت را برای خلق اثر خود در هم می‌آمیزد.  نویسندۀ ناشناس این نامه که همه را به دنبال خود می‌کشاند، نامه را با نام «آریادنه» یکی از اساطیر یونان امضا کرده است. آریادنه در این داستان می‌تواند نمادی از سرنخ یا جرقۀ الهامی در تاریکی ذهن نویسنده باشد که خط به خط دست نویسنده را می‌گیرد و او را تا پایان اثر هدایت می‌کند.

با این تفاسیر، می‌توان گفت رمان جاسوس‌ها، یک طنز دلنشین فلسفی است دربارۀ فرایند نوشتن، قدرت تخیل و جذابیت تعلیق، که در طول رمان، به‌کلی خواننده را درگیر می‌کند و درنهایت، لذت شیرینی را، هم به خواننده و هم به خود نویسنده هدیه می‌دهد.

این رمان که در  سال ۲۰۰۹ میلادی منتشر و موفق به دریافت جایزۀ جابوتی، یکی از جوایز سنتی برزیل شده است، در سال ۱۴۰۴ به همت محمدرضا امیری ترجمه و توسط نشر نیماژ به چاپ رسیده است.

 

ایلناز نواب‌پور

 

 

 


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : شماره ۴۵ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه