آخرین مطالب

» شماره ۴۴ » روزگار رها

روزگار رها

  نام کتاب: روزگار رها نویسنده: پیتر راک ترجمه: الهام دانشجو ناشر: کنار نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳ تعداد صفحه: ۲۰۶ قیمت: ۲۵۰ هزار تومان   «گاهی وقت‌ها، موقعی که در جنگل قدم می‌زنی، تکه‌ای چوب به هوا می‌پرد و به پشت و شانه‌هایت می‌خورد و زیر بوته‌ها گم می‌شود. چاره‌ای نیست جز اینکه به راه […]

روزگار رها

 

نام کتاب: روزگار رها

نویسنده: پیتر راک

ترجمه: الهام دانشجو

ناشر: کنار

نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳

تعداد صفحه: ۲۰۶

قیمت: ۲۵۰ هزار تومان

 

«گاهی وقت‌ها، موقعی که در جنگل قدم می‌زنی، تکه‌ای چوب به هوا می‌پرد و به پشت و شانه‌هایت می‌خورد و زیر بوته‌ها گم می‌شود. چاره‌ای نیست جز اینکه به راه رفتن ادامه بدهی. باید برای همه چیز آماده باشی و من آماده‌ام. پشت سر پدرم، زیر درختان، اطراف یک گودال، بیرون قبرستان ماشین‌ها راه می‌روم. الان شب است.

پدر حصار را بالا می‌گیرد و می‌گوید: “کارولین، از اینجا بیا”…».

اینجا شروع داستان است. داستانِ زندگی غریب کارولین و پدرش که در تلاش برای فرار از نظام اجتماعی در جنگل‌های اورگن ساکن شده‌اند. روایتِ ماجرای تکان‌دهنده‌ای برگرفته از داستان واقعی زندگی یک مرد بی‌خانمان و دختر نوجوانش. کارولین دختر سیزده‌سالۀ باهوشی است که با پدرش در یک پارک جنگلی در حاشیۀ شهر پورتلند زندگی می‌کند. آن‌ها در پناهگاهی بدوی‌شکل که پدر کارولین ساخته در اعماق جنگل سکنی گزیده‌اند و با امکانات قابل‌دسترس در طبیعت و با حداقل استفاده از تجهیزات زندگی مدرن روزگار می‌گذرانند و فقط گاهی برای تهیۀ مایحتاج ضروری وارد شهر می‌شوند. پدر که گویی از مشکلات عاطفی و روانی شدیدی رنج می‌برد از زندگی در جامعۀ متمدن میان انسان‌های دیگر گریزان است. اوضاع ظاهراً برای کارولین و پدرش آرام است تا اینکه مرد رهگذری به‌صورت اتفاقی به سرپناه آن‌ها در دل جنگل برمی‌خورَد و آرامش آن‌ها را برهم می‌زند…

روزگار رها را پیتر راک نوشته. او یکی از نویسندگان خوب ادبیات معاصر آمریکا است؛ این کتاب یکی از آثار برجستۀ اوست که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و به‌سرعت مورد توجه خوانندگان و منتقدان قرار گرفت و به یک اثر ماندگار در ادبیات مدرن تبدیل شد و جوایزی همچون جایزۀ الکس و همچنین جایزۀ بهترین کتاب داستانی یونا را از آنِ خود کرد. آثار ادبی پیتر راک عموماً بر شخصیت‌هایی متمرکزند که در حاشیۀ جامعه زندگی می‌کنند، از آدم‌های غریبه تا کسانی که در جست‌وجوی هویت و معنا هستند. پیتر راک به خوانندگانش اجازه می‌دهد که به عمق ذهن این شخصیت‌های به‌ظاهر نامرئی نفوذ کرده و دنیای درونی آن‌ها را از نزدیک درک کنند. آثار این نویسندۀ انسان‌دوست نه‌تنها تفکربرانگیز، بلکه تصویرگر احساسات عمیق انسانی و پیوندهای اجتماعی هستند. سبک نوشتاری او نیز بر انتقال تجربه‌ها و احساسات عمیق همین شخصیت‌ها تمرکز دارد و به تحلیل تنهایی انسان و پیچیدگی‌های هویتی او می‌پردازد. آثار راک به شیوه‌ای هنرمندانه به توصیف ویژگی‌های ظاهری جداافتادگان و نمایش عمق روان‌شناختی آن‌ها متمرکز است. به این طریق صدای افرادی را به گوش می‌رساند که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند. او دنیای غنی درونی آن‌ها را به شکلی برجسته و قابل‌تأمل معرفی می‌کند. در روزگار رها نیز نویسنده با توصیف دقیق جزئیات و فضاها، خواننده را در دنیای شخصیت‌هایش غوطه‌ور می‌کند و او  را به تأمل دربارۀ مفاهیم ساده و مهم انسانی وامی‌دارد. راک با الهام از داستان واقعی ربوده شدن دختر نوجوانی به نام الیزابت اسمارت، روزگار رها را نوشته است. ماجرایی بسیار تکان‌دهنده که در رسانه‌های جهان و به‌خصوص آمریکا سروصدای زیادی به پا کرد و الهام‌بخش خلق آثار ادبی و هنری زیادی شد. الیزابت اسمارت در دورۀ اسارت خود در جنگلی کیلومترها دورتر از خانه‌اش زندانی شده بود. او بارها به همراه ربایندگانش پوشیده در لباس‌های سرتاپا سفید به شهر محل زندگی خود رفت‌وآمد داشت و در تمام این مدت از چشم همگان دور مانده بود… راک این ماجرا را دست‌آویز  قرار داد و اثری تکان‌دهنده، عجیب، تاثیرگذار و بسیار پرکشش آفرید که به‌دلیل ارجاعش به زندگی واقعی و نگاه نو و جذابش به برخی از عجیب‌ترین پدیده‌های اجتماعی، مخاطبان بسیاری را در سرتا سر جهان با خود همراه کرد. شاید بتوان گفت راک به ظرافت و در قالب داستانی ملموس و عجیب، با پرداختن به چالش‌های زیستن در حاشیه، جامعۀ امروز را به نقد کشید. داستان از زبان کودکانه و بی‌پیرایۀ کارولین سیزده‌ساله روایت می‌شود. دخترک ماجرایی دلخراش، پیچیده و عمیق از بقا و امید را با زبانی ساده و قابل‌درک برای همگان روایت می‌کند. او به‌سادگی خواننده را با خود به اعماق جنگل می‌برد و او را نه‌تنها وادار به مواجهه بلکه همراه با خود وادار به زیستن در شرایطی دور از ذهن می‌کند. روزگار رها روایتی از تلاش برای بقا است، روایتی از عشق و وابستگی، انزوا و غربت است. راک بیش از آنکه پاسخی به ذهن پرسشگر خواننده‌اش بدهد، سؤال برمی‌انگیزد و مخاطب را با حقیقت زندگی روبه‌رو می‌کند. انسان تا کجا می‌تواند برای حفظ ارزش‌های فردی و چهارچوب‌های ذهنی‌اش به استانداردهای جامعه پشت کند؟ آیا ساختن یک شبه بهشت انفرادی در دل جنگلی دوردست و دور از اجتماع رسمی ممکن است؟چه خطراتی این رؤیا را تهدید خواهد کرد؟… روزگار رها داستانی به‌شدت جذاب و فراموش‌نشدنی است؛ روایتی دلخراش و عمیق از سردرگمی و رستگاری، مرثیه‌ای تکان‌دهنده، شگفت‌انگیز و سورئال از افرادی بی‌خانمان و سرگردان. الهام دانشجو به‌خوبی از پس ترجمۀ این اثر برآمده و ترجمه‌اش روان و خوشخوان است. دبرا گرانیک کارگردان، فیلم‌بردار و فیلم‌نامه‌نویس زن آمریکایی در سال ۲۰۱۸ فیلم سینمایی «ردی به جا نگذار» را با اقتباس از این کتاب ساخت.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

« … سگی پارس می‌کند. سگی زوزه‌کشان به ما نزدیک می‌شود. مهره‌های شطرنج روی تخت‌خواب پخش می‌شود و ما فرار می‌کنیم. پدر پشتش را نگاه می‌کند و من از نگاه توی صورتش می‌ترسم و هنوز با خودم می‌گویم شاید بازی یا تمرین باشد. اما شاخه‌های بالای سرمان کنار زده می‌شوند. هنوز به نصفۀ راه گودال‌های پناهگاه هم نرسیده‌ایم که صدای خرخر سگی را می‌شنوم و یکی هم پشت سرمان شلیک می‌کند…»

خوشه شایان


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : شماره ۴۴ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه