آخرین مطالب

» شماره ۴۴ » پسر شایسته

پسر شایسته

نام کتاب: پسر شایسته نویسنده: فریدا مک‌فادن مترجم: مریم علیزاده میلانلو ناشر: کوله‌پشتی نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳ تعداد صفحه: ۲۸۵ قیمت: ۲۴۹ هزار تومان   فریدا مک‌فادن (Freida McFadden) متولد ۱۹۸۰ اهل نیویورک، نویسندۀ پرفروش نیویورک تایمز، یواس‌ای تودی (USA Today)، وال‌استریت ژورنال و هفته‌نامۀ ناشر، یک پزشک متخصص آسیب مغزی است که چندین رمان […]

پسر شایسته

نام کتاب: پسر شایسته

نویسنده: فریدا مک‌فادن

مترجم: مریم علیزاده میلانلو

ناشر: کوله‌پشتی

نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳

تعداد صفحه: ۲۸۵

قیمت: ۲۴۹ هزار تومان

 

فریدا مک‌فادن (Freida McFadden) متولد ۱۹۸۰ اهل نیویورک، نویسندۀ پرفروش نیویورک تایمز، یواس‌ای تودی (USA Today)، وال‌استریت ژورنال و هفته‌نامۀ ناشر، یک پزشک متخصص آسیب مغزی است که چندین رمان جنایی معمایی، روان‌شناختی و رمان های طنز پزشکی را نوشته است. او جایزۀ بین‌المللی نویسندگان ژانر جنایی (International Thriller Writers Awards) را در سال ۲۰۲۳ برای رمان «خدمتکار» دریافت کرد. همچنین موفق به کسب جایزۀ Goodreads Choice Awards (به انتخاب مخاطبان شبکۀ اجتماعی کتابخوانان گودریدز)  برای رمان «راز خدمتکار» شد. مک‌فادن بسیار پرکار است و آثار متعددی دارد ازجمله: بخش دی، هیچ‌وقت دروغ نگو، در قفل‌شده، زندانی، مزاحم نشو، همکار، بانو طبقۀ بالا، پسر شایسته و غیره.

«پسر شایسته» یک رمان جنایی بسیار هیجان‌انگیز و خواندنی است.  یک دختر دبیرستانی در محله‌ای آرام در حومۀ شهر ناپدید شده است و پسری نوجوان به نام لیام، آخرین کسی است که دختر را زنده دیده است. لیام پسری جذاب، موفق، محبوب خانواده و مدرسه و به معنای واقعی یک پسر شایسته است.

مریم علیزاده میلانلو، مترجم این اثر، علاوه بر این رمان، تعدادی دیگر از رمان‌های این نویسنده را ترجمه کرده است ازجمله: آسیب مغزی، همکار، خدمتکار، در قفل‌شده، بخش دی، راز خدمتکار. بنابراین مترجم با سبک نویسنده آشنایی کامل دارد و توانسته لحن نویسنده را حفظ کند و ترجمۀ بسیار روانی را ارائه دهد.

بخش‌هایی از رمان از زبان مادر لیام، اریکا، روایت می‌شود. بخش‌هایی دیگر از زبان اولیویا، دختری که مفقود شده و یک فصل نیز از زبان جیسون، پدر لیام، روایت می‌شود. همچنین یک سری از فصل‌ها متن بازجویی پلیس از شاهدان است. داستان بلافاصله از فصل اول شروع می‌شود و خواننده را میخکوب می‌کند. این قلاب تا انتهای رمان باقی می‌ماند. در واقع، قصه به قدری هیجان‌انگیز است که نمی‌شود کتاب را زمین گذاشت.

نویسنده با مهارت شخصیت‌پردازی کرده و روند داستان به گونه‌ای پرداخت می‌شود که خواننده همراه با شخصیت‌ها درگیر ماجرا می‌شود. مک‌فادن به گونه‌ای داستان را جلو می‌برد که تا انتهای داستان هیچ چیز قابل‌پیش‌بینی نیست و در انتها با یک چرخش ناگهانی و شگفت‌انگیز خواننده را شوکه و شگفت‌زده می‌کند.

کتاب شامل شصت و شش فصل است، فصل‌های کوتاه و جذاب. هر فصل همراه با فراز و فرودی هیجان‌انگیز است که خواننده را ترغیب به خواندن می‌کند. فریدا مک‌فادن شخصیت‌های خاصی را آفریده، برای مثال لیام، پسر شایسته، پسری دبیرستانی است که با سایر همکلاسی‌هایش متفاوت و منحصربه‌فرد است. فرزند محبوب خانواده و مدرسه است، اما او ویژگی‌های عجیب و پنهانی نیز دارد.  نقطۀ اوج داستان جایی است که اولیویا، دختر موردعلاقۀ لیام، دزدیده می‌شود. بخشی از این قسمت بدین گونه است:

«وای خدایا. وای خدایا. داخل گودالی در زمینم.

با افزایش وحشتم، انگشتانم هم شروع می‌کنند به گزگز کردن. من ترس از محیط‌های بسته ندارم؛ اما انگار… انگار زنده‌زنده دفن شده‌ام. یک لحظه داشتم لیام را می‌بوسیدم که یکی از بهترین لحظات زندگی‌ام بود و حالا اینجا از خواب بیدار می شوم.

چرا؟

باید از اینجا خارج شوم. باید راهی به بیرون داشته باشد. باید داشته باشد.»

نویسنده از طریق فلش‌بک‌های متعدد شخصیت‌پردازی کرده و گاهی با آوردن داستانک‌های کوتاه از گذشتۀ شخصیت‌ها، خواننده را بیشتر درگیر ماجرای داستان می‌کند. فریدا مک‌فادن در این رمان کاری می‌کند که خواننده نتواند کتاب را زمین بگذارد و تا فصل آخر برای کشف حقیقت مشتاقانه به خواندن ادامه دهد. داستان به گونه‌ای پرداخت شده که تقریباً اکثر شخصیت‌ها مورد شک خواننده قرار می‌گیرند. در نهایت، پایان داستان با یک چرخش ناگهانی، به هیچ عنوان قابل‌پیش‌بینی نیست.

نویسنده با نثری ساده و روان توانسته مکان و زمان را به‌خوبی در بیاورد و همچنین با پرداخت مناسب احساسات شخصیت‌ها خواننده می‌تواند با آن‌ها همزادپنداری کند. به عنوان نمونه در جایی از داستان که اریکا جلو خانه دختر مفقود شده، اولویا، است و شاهد یک‌عالمه پلیس و خبرنگار جلو خانه است؛ در تک‌تک جملات اضطراب و نگرانی این مادر را می‌توان حس کرد:

«می‌پیچم و ماشینم را وارد خیابانی خالی می‌کنم. پانزده دقیقه‌ای در ماشین پارک‌شده‌ام می‌نشینم. دست‌هایم برای رانندگی کردن بدجور می‌لرزند. دیشب لیام بیرون رفته و ظاهراً ماشینم را هم با خودش برده است. او تا اینجا رانندگی کرده است. به خانۀ دختری آمده که حالا گم شده و احتمالاً هم مرده است.»

رمان «پسر شایسته» به کسانی که به دنبال قصه‌های جنایی و معمایی هیجان‌انگیز هستند توصیه می‌شود. داستان به‌گونه‌ای پرداخت شده که مانند یک سریال همراه با صحنه‌های جذاب جلو می‌رود و خواننده را درگیر ماجرا می‌کند.

مریم مددی


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : شماره ۴۴ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه