آخرین مطالب

» شماره ۴۲ » پرواز کن و برو، پیتر

پرواز کن و برو، پیتر

نام کتاب: پرواز کن و برو، پیتر نویسنده: دیوید معلوف ترجمه: آرش خوش‌صفا ناشر: حکمت کلمه نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳ تعداد صفحه: ۱۸۰ قیمت: ۱۸۰هزار تومان کل صبح، سمت چپ او یعنی درست جایی که روشنایی مرداب محو و کرانۀ مزارع در دیده نمایان می‌شد، چیزی با یک شکل عجیب خودش را از دل چراگاهی […]

پرواز کن و برو، پیتر

نام کتاب: پرواز کن و برو، پیتر

نویسنده: دیوید معلوف

ترجمه: آرش خوش‌صفا

ناشر: حکمت کلمه

نوبت چاپ: اول ۱۴۰۳

تعداد صفحه: ۱۸۰

قیمت: ۱۸۰هزار تومان

کل صبح، سمت چپ او یعنی درست جایی که روشنایی مرداب محو و کرانۀ مزارع در دیده نمایان می‌شد، چیزی با یک شکل عجیب خودش را از دل چراگاهی نامرئی بیرون می‌کشید و هوای دور و برش را چرخ می‌داد، بالا می‌رفت، پایین می‌آمد، کمی غلت می‌خورد و سپس جایی زیر درختان ناپیدا می‌شد

دیوید جورج جوزف معلوف گویی ساعت‌ها، روزها و شاید ماه‌ها در این مکان جادویی نشسته یا شاید همچون جیم، قهرمان داستانش، دمر اینجا دراز کشیده و تمام زمین‌ها تا آن‌ور مرداب و حتی از مرداب تا خودِ اقیانوس را، بوته‌های نقره‌گون، نی‌های بوریا، پرندگان، خرچنگ‌ها، کرم‌ها و همه چیز را زیر نظر گرفته. او چنان با دقت همه چیز را به تصویر کشیده که خواننده خود را در آن مکان تصور می‌کند و به کاوش در طبیعت می‌پردازد. دیوید معلوف زادۀ ۱۹۳۴ در بریزبرن استرالیاست. او در خانواده‌ای لبنانی متولد شد. مدتی در انگلستان زیست، در ۱۹۸۶ به استرالیا بازگشت و در دانشگاه سیدنی به تدریس ادبیات انگلیسی مشغول شد. معلوف نویسندگیِ حرفه‌ای را از ۱۹۷۷ آغاز کرد و تبدیل به یکی از مهم‌ترین نویسندگان و شاعران مدرن استرالیا شد. «پرواز کن و برو، پیتر» را می‌توان رمانی تاریخی دانست که به سال‌های پیش از جنگ جهانی اول و رویدادهای مربوط به جنگ می‌پردازد. کتاب روایتگر داستان زندگی جیم سدلر، جوان استرالیایی بیست‌ساله‌ای است که پیشکار جوان دیگری با نام اَشلی کِراتِر است، مسئول پرنده‌‌های ملک‌های اوست و همچنین راهنمای میهمان‌های اشلی که برای خوش‌گذرانی پایان هفته یا برای مسابقات بیودیزِرت به ملک او می‌آیند: «جیم همه را سوار یک قایق تخت و کشیده یکی دو ساعتی بین درخت‌های سفید و مرده‌ای که بر فراز آب‌های سرخس‌گرفته جا خوش کرده بودند، می‌گرداند‌آن‌ها همیشه از دل این گند و کثافات می‌گذشتند و گویی پا به درون ابرها می‌گذاشتند…» و خوانندۀ کتاب را هم با خود می‌بردند. جیم شیفتۀ تماشای پرنده‌هاست. جوری پرنده‌ها را به مهمانان معرفی می‌کند که انگار موجودیتشان را لای یک لایۀ پر از رمز و راز می‌پیچد… «آنجا تاثیر عجیبی روی آن‌ آدم‌ها می‌گذاشت؛ حتی خود اَشلی کِروتِر هم، که عاشق موسیقی بود، ساکت می‌ماند و بی‌قراری نمی‌کردانگار او هم طلسم می‌شدجیم با خودش فکر می‌کرد خب شاید سکوت اینجا هم خودش یه جور موسیقی باشه. چیزی که جیم ازش سر در نمی‌آورد این بود که چقدر آن گردش‌های مرداب سوار بر چیزی که بیشتر شبیه قایق‌های استوایی بوداز نگاه اشلی به یک جور سرگرمی آرام و طولانیِ عصرگاهی می‌مانستند و درعین‌حال، همین گردش‌ها نه‌تنها آنجا را به‌عنوان یک نیمکرۀ دیگر به مهمان‌ها معرفی می‌کرد بلکه همه را به فضای دنیایی دور، دنیایی پیشاکلاسیک، پیشاتاریخی، پیشابَدَوی و افسون‌شده می‌برد (احتمالاً هم همین بود که اَشلی را آن‌قدر شگفت‌زده می‌کرد)، محیطی که جیم درش پرنده‌ها را یکی‌یکی نشان می‌داد و شاید حتی به زبان آوردن اسمشان با صدایی آرام در فضای مه‌آلودِ پیشاتاریخی آن‌ها را به شکل ارواحی پنهان و متعلق به یک دورۀ هستیِ دیگرگون جلوه می‌داد…»

ترکش‌های جنگ اما به آن نقطۀ ساکت و رؤیایی هم ‌می‌رسد و همه چیز را دگرگون می‌کند. جیم به ارتش می‌پیوندد و در خط مقدم جبهۀ جنگ حاضر می‌شود. دنیای جیم دستخوش تغییری عظیم می‌شود. او برای نخستین بار با بی‌رحمیِ بی‌پردۀ جنگ و چهرۀ درندۀ طبیعت بشر روبه‌رو می‌شود. جیم در طول داستان، پیش و پس از حضور در جبهۀ جنگ با افرادی مواجه می‌شود که دیدگاه او را نسبت به دنیای پیرامونش تغییر می‌دهند و در تمامی این مسیر دیوید معلوف خواننده‌اش را به طرز غریبی با جیم و دنیایش همراه می‌کند. شاید این کتاب، کتابِ پرنده‌هاست، شاید هم کتاب انسان‌هایی است که رویای پرنده شدن دارند یا انسان‌هایی که تمام یا بخشی از وجودشان پرنده می‌شودهرچه که هست، با وجود اینکه به نظر می‌رسد راوی سوم‌شخصِ داستان جاهایی پهلوبه‌پهلوی راوی کلاسیک می‌ساید و گاه و بی‌گاه هم لحنش شاعرانه می‌شود اما نویسنده لحظات و مکان‌ها را آن‌چنان شیرین و پر کشش به تصویر می‌کشد که خواننده را از خواندن بی‌وقفۀ کتاب گریزی نیست. آرش خوش‌صفا هم در مقام مترجم خوب از پس کار ترجمه برآمده؛ ترجمه روان و خوش‌خوان است و لذت خواندن کتاب را افزون می‌کند. این کتاب از مهم‌ترین آثار معلوف است و در ۱۹۸۲ جایزۀ ادبی «کتاب سال اِیج» را به خود اختصاص داده است. معلوف تاکنون موفق به کسب جوایز ادبی بسیاری از جمله جایزۀ ایمپک دابلین (۱۹۹۶) و جایزۀ ادبی بوکر(۲۰۰۸) شده است. ازجمله آثار او می‌توان رمان‌های «یک زندگی خیالی»، «غرامت» و مجموعه‌داستان‌های «چیزهای رؤیایی» و «داستان‌های ناگفته» را نام برد.

بخشی از کتاب:

«…جیم کمی بعد متوجه خون شد و دید در دریایی از خون دراز کشیده است؛ با خودش فکر کرد لابد این خون‌ها هم مالِ اریک است، خونی به رنگ قرمز تند که وقتی جیم دستش را گذاشت زمین تا بتواند از جایش بلند شود متوجه گرمی و چسبناکی‌اش هم شد. اریک همین‌طور فریاد می‌زد و وقتی جیم سرانجام موفق شد تلوتلوخوران برود بالای سرش حس کرد پیش از هر چیز باید کاری کند تا اریک دیگر فریاد نزند…»

خوشه شایان


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : شماره ۴۲ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه