آخرین مطالب

» شماره ۳۹ » پایانِ دنیا؛ داستان‌هایی از آخرالزمان

پایانِ دنیا؛ داستان‌هایی از آخرالزمان

کتاب: پایانِ دنیا؛ داستان‌هایی از آخرالزمان نویسنده: نیل گیمن، جورج آر. آر. مارتین، آرتور سی‌. کلارک و… ترجمه: محمدهادی سالارورزی ناشر: مهرگان خرد نوبت چاپ: نخست ۱۴۰۲ تعداد صفحه: ۲۵۴ صفحه قیمت: ۱۵۰هزار تومان «پایان دنیا» کتابی است دربرگیرندۀ دوازده داستان کوتاه دربار‌ۀ آخرالزمان از دوازده نویسندۀ مختلف، با پیش‌گفتاری تامل‌برانگیز از رابرت سیلوربرگ و […]

پایانِ دنیا؛ داستان‌هایی از آخرالزمان

کتاب: پایانِ دنیا؛ داستان‌هایی از آخرالزمان

نویسنده: نیل گیمن، جورج آر. آر. مارتین، آرتور سی‌. کلارک و…

ترجمه: محمدهادی سالارورزی

ناشر: مهرگان خرد

نوبت چاپ: نخست ۱۴۰۲

تعداد صفحه: ۲۵۴ صفحه

قیمت: ۱۵۰هزار تومان

«پایان دنیا» کتابی است دربرگیرندۀ دوازده داستان کوتاه دربار‌ۀ آخرالزمان از دوازده نویسندۀ مختلف، با پیش‌گفتاری تامل‌برانگیز از رابرت سیلوربرگ و ترجمه‌ای روان و خوش‌خوان از محمدهادی سالارورزی. در این کتاب آخرالزمانی، نویسندگان معاصری چون نیل گیمن، نورمن اسپین‌راد، لستر دل رِی، رابرت شکلی، رابرت سیلوربرگ، ریک هولاتا، نانسی کرِس، راجر زلازنی، جان ویندم، پل اندرسون، جورج آر. آر. مارتین و آرتور سی. کلارک پایان دنیا را به تصویر کشیده‌اند. هریک از این نویسندگان با دیدگاه خاص خود جهانی در حال زوال را تخیل و توصیف کرده‌اند. هر داستان به شکلی منحصربه‌فرد به جزئیات تخریب و فروپاشی وهم‌آور دنیا می‌پردازد. فروپاشی همه‌جانبه. فروپاشی سیاسی، اجتماعی و محیطی جهان. هر نویسنده با داستان خود آخر دنیا را به شکلی متفاوت توصیف می‌کند که گاه بسیار وحشتناک و گاه بسیار دردآور است. داستان‌ها بسیار پرکشش و قابل‌لمسند و خواننده را تا انتها با خود همراه می‌کنند. می‌توان گفت داستان‌ها به نوعی وصف حال امروز بشر است؛ توصیف و تعریف وضعیت کنونی جهان! خواندن «پایان دنیا» خواننده را به این فکر می‌اندازد که نکند من در آستانۀ آخرالزمان ایستاده‌ام. نکند دنیا دارد به آخر می‌رسد… به نظر می‌رسد نوع بشر حَظ مشخصا دهشتناکی از داستان‌هایی دربارۀ پایان دنیا می‌برد، چرا که بازار پیش‌گویی‌های آخرالزمانی همواره بازاری پررونق بوده است. حتی بدوی‌ترین مخلوقاتِ انسانیِ نخستین، در گذشتۀ افریقای آردی‌پیتکوس و اعقابش، نهایتاً باید به این فهم رسیده باشند که همۀ ما باید بمیریم؛ و از آن به این مفهوم رسیدن که خود جهان نیز باید در کمالِ زمان نابود شود، احتمالاً جهش ذهنی عظیمی برای آن مخلوقات دوپای پرمو در گذشتۀ دور نبوده باشد… از آنجا که دیدگاه‌های آخرالزمانی در ادبیات مذهبی دنیا، جهان‌های نزدیکی دارند و ظاهراً همواره داشته‌اند، شگفت‌آور نیست که بخش عمده‌ای از تخیلات قصه‌گوهای خیال‌پرداز را به خود اختصاص داده باشد. حتی پیش از اینکه اصطلاح «داستان‌های علمی-تخیلی» پدید بیاید، داستان‌های انقراض جهانی یا تقریباً جهانی که نه توسط خشم خدایان بلکه به‌وسیلۀ مخاطرات ذاتی حیات رخ نموده است نوشته و در دسترس عموم قرار گرفته‎‌اند. نویسندگان قرن نوزدهمی مشخصاً شیفته‌شان بودند. نتیجتاً کتاب‌هایی نظیر آخرین مرد یا اومگاروس و سیدریا (۱۸۰۶) اثر ژان-باپتیست دو گِرَن‌ویل و آخرین انسان (۱۸۲۶) اثر مری شلی، که زیر سایۀ همه‌گیری جهانی وبا که از ۱۸۱۸ تا ۱۸۲۲ بیداد کرد، نوشته شده‌اند. ادگار آلن‌پو در نوکیشیِ ایروس و شارمیون (۱۸۳۹) شهاب‌سنگی را به سوی زمین روانه می‌کند و… کتاب‌شناسی فانتزی‌های آخرالزمانی فهرستی بلندبالا را شامل می‌شود و تنوع‌های ممکن در این مضمون بی‌انتهاست… در انتهای دالان‌های تاریک آینده، انسان پایان قصۀ نژادش را تلخ مخیل می‌کند؛ جنگ‌های هسته‌ای، نابودی محیط زیست، نبرد با نژادی برتر، مهاجرت از زمین و بسیار پایان‌های دیگر. به گواه راویان آخرالزمان، دست قهار تقدیر آنچه را عمری به‌ جد‌وجهد بسیار از آن می‌گریختیم بر سر راهمان قرار می‌دهد؛ نابودی حیات بشر. پایان‌ها بر هم پیشی می‌گیرند تا سیطرۀ نام خود را در تاریخ کهکشان ثبت کنند. اما هنوز هم بر ردپای آنان که در دل تاریکیِ آینده‌ای موهوم به دنبال کورسویی می‌گردند، غبار امید هست. نژاد بشر را حتی وهم زندگی، زنده نگه می‌دارد. در شعری که نزدیک به یک قرن پیش نوشته شده، رابرت فراست، شاعر آمریکایی، گمانه می‌زند که کار دنیا یا به وسیلۀ آتش و یا یخ پایان می‌یابد. گرچه فراست تصریح می‌کند که او خودش طرفدار آن‌هایی است که «آتش را ترجیح می‌دهند» ولی می‌افزاید که «برای نابودی، یخ هم عالی و برای انجام این تکلیف کافی است». آتش یا یخ، این یا دیگری… چه کسی می‌داند؟ آخرین متن دربارۀ پایان هنوز نوشته نشده است. ولی آنچه حتمی است این است که انسان به گمانه‌زنی دربارۀ آن ادامه می‌دهد، درست تا روز پایان. کتاب «پایان دنیا» خود سراسر گمانه‌زنی است. گمانه‌زنی‌هایی نمادین، دور از ذهن و پیچیده در لفاف تخیل که درعین‌حال که گاه بسیار دور از واقعیت به نظر می‌رسد، بسیار قابل‌لمس و باورپذیر هم هست و حتی می‌تواند بسیار واقعی باشد یا به واقعیت بپیوندد…

بریده‌ای از کتاب:

… گریل ترسیده بود. در تاریکی گرم و غلیظ، پشت جایی که تونل می‌پیچید دراز کشیده و بدن لاغرش را به میلۀ آهنی عجیبی که در امتداد زمین قرار داشت چسبانده بود. چشمانش بسته بود. می‌کوشید کاملاً بی‌حرکت بماند. مسلح بود. نیزۀ خاردار کوتاهی را محکم در مشت راستش فشرد؛ اما این کار ترسش را کمتر نکرد. خیلی جلو رفته بود، خیلی… و حالا به قدیمی‌ترین تونل‌ها داخل شده بود؛ تونل‌های بزرگ و سرسراهای افسانه‌ای، جایی که قصه‌گوها می‌گفتند میلیون‌ها سال پیش مردمان از آنجا آمده‌اند….

خوشه شایان

 

 

 


برچسب ها : , ,
دسته بندی : شماره ۳۹ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه