آخرین مطالب

» شماره ۳۹ » در شهر خشمگین و دیوانۀ ما

در شهر خشمگین و دیوانۀ ما

کتاب: در شهر خشمگین و دیوانۀ ما نویسنده: گای گاناراتنی مترجم: فاطمه مهدوی نشر: اگر نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰ تعداد صفحات: ۲۱۶ صفحه قیمت: ۶۴هزار تومان گای گاناراتنی (متولد ۱۹۸۴) روزنامه‌نگار، فیلم‌ساز و رمان‌نویس بریتانیایی است. اولین رمانش، در شهر خشمگین و دیوانۀ ما، برندۀ جایزۀ دیلن توماس، جایزۀ جالاک و جایزۀ بهترین رمان اول […]

در شهر خشمگین و دیوانۀ ما

کتاب: در شهر خشمگین و دیوانۀ ما
نویسنده: گای گاناراتنی
مترجم: فاطمه مهدوی
نشر: اگر
نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰
تعداد صفحات: ۲۱۶ صفحه
قیمت: ۶۴هزار تومان

گای گاناراتنی (متولد ۱۹۸۴) روزنامه‌نگار، فیلم‌ساز و رمان‌نویس بریتانیایی است. اولین رمانش، در شهر خشمگین و دیوانۀ ما، برندۀ جایزۀ دیلن توماس، جایزۀ جالاک و جایزۀ بهترین رمان اول باشگاه نویسندگان شد. نویسنده خود در لندن متولد و بزرگ شده اما پدرش در سال ۱۹۵۱ از سریلانکا به انگلستان مهاجرت کرده است. می‌توان تصور کرد که گاناراتنی چگونه از تجربۀ زیسته‌اش برای نگارش این رمان دربارۀ زندگی حاشیه‌نشینان، مهاجران و محذوفان جامعه در شهری مثل لندن بهره برده است؛ شهری که از دور زیبا و جذاب است و آرزوی هر گردشگری است که در سفرش به اروپا سری هم به لندن بزند؛ اما گاناراتنی در این رمان پرده از آن روی لندن برداشته و شهرک‌هایی را به تصویر کشیده که درگیری‌های اجتماعی به‌عنوان واقعیت روزمره در آن جریان دارد.
وقایع رمان «در شهر خشمگین و دیوانۀ ما» در کمتر از دو روز اتفاق می‌افتد. ماجرا این‌جور شروع می‌شود که پسری سفید از سربازی به مرخصی آمده و به‌دست سیاه‌پوستی به‌قتل رسیده، ویدئو آن دست‌به‌دست شده و موج جدیدی از خشونت علیه مهاجران به‌ راه افتاده و زندگی شخصیت‌های رمان را به لرزه درآورده است؛ شخصیت‌هایی که بعضی‌شان مثل یوسف و اردان و سلوان جوانند و تلاش می‌کنند تا راه خودشان را از میان تکۀ جداافتادۀ شهر به دنیایی بزرگ‌تر با امکاناتی بیشتر پیدا کنند. این بچه‌ها فرهنگ خودشان را دارند، زبان و لحن خودشان را و به روش خودشان در برابر نژادپرست‌ها یا همان‌ها که شعار «انگستان سفید» می‌دهند، می‌ایستند. یکی‌شان می‌خواهد از دست پیروان پدرش خلاص شود، دیگری راه رهایی را در موزیک رپ می‌بیند و آن‌یکی آن‌قدر می‌دود و مشت می‌کوبد تا با دست‌آویز ورزش به کالج و دانشگاه راه یابد؛ اما مگر به همین سادگی‌هاست؟ این‌ها جوان‌هایی‌اند که پدرها و مادرهایشان سال‌ها پیش، هر کدام به دلایلی، به شهرکی در حاشیۀ لندن مهاجرت کرده‌اند. آن‌ها هم در جامعه پذیرفته نشده‌اند و حالا همین داستان برای فرزندان نلسون و میزی و کرولاین و دیگران هم تکرار می‌شود.
امتیاز رمان گاناراتنی در این است که زاویه‌دید چندصدایی‌اش هم درست انتخاب شده و هم درست اجرا شده. هر کدام از شخصیت‌ها لحن و زبان و اصطلاحات خودش را دارد. گاهی از یک صحنه و ماجرا، چند روایت از چند زاویه‌دید مختلف ارائه می‌شود؛ درست مثل کاری که فاکنر در آبشالوم‌آبشالوم کرده بود.
جوان‌های مهاجر با هم فوتبال بازی می‌کنند. مسلمان‌های مسجد می‌آیند که فرزند امام سابقشان (یوسف) را با خود ببرند، اردان (که پسر زنی ایرلندی است و زندگی دردناکی را پشت سر گذاشته) اعتراض می‌کند. سلوان مهاجر دیگری که حسابی ورزش می‌کند و بنیۀ خوبی دارد به داد اردان می‌رسد. این ماجرا از سه زاویه‌دید روایت می‌شود. هم از دید یوسف، هم اردان و هم سلوان که هر کدام ذهنیت و دنیای جداگانۀ خودشان را دارند. بااین‌حال، این دنیاهای جداگانه یکی می‌شود و در برابر موج خشونتی قرار می‌گیرد که آن بیرون قرار دارد؛ حتی قربانی می‌دهد، ولی بالأخره راه خودش را پیدا می‌کند. بالای تمام تک‌گویی‌های کتاب نام شخصیتی هست، جز اولی و آخری. باید تا انتهای رمان را خواند تا بتوان فهمید روح بی‌نامی که به‌صدا درآمده کیست. روحی که چندان هم ناامید نیست.
«اما جوانی در این شهر یعنی تلاش برای زنده ماندن از مشت‌های محکم، یعنی خود زنده ماندن. همه‌اش همین است، همۀ این لندن. این، جایی است که می‌توانی دوستش داشته باشی، از گودال آتشی که جسدها را می‌سوزاند و رنگ‌های خیالی قافیه بسازی، بدون آن‌که طوفان و بادهای استخوان‌شکنش را روی پوستت حس کرده باشی، با خوشحالی از تغییرها و سیل‌ها، بالا و پایین‌ها حرف بزنی. شهری که در برابر، تو را دوست نخواهد داشت. مگر وقتی که در خشم و دیوانگی مردمی که گرفتار هستند و نیستند و سکون این مکان، حل شوی. خوشی و نور فقط در چند نفر زره‌پوشی هست که اراده کرده‌اند بدوند. تا همیشه بدوند و بدوند تا ثابت کنند که ممکن است. تنها قهرمان‌هایند که می‌توانند در انتها ما را نجات دهند.»
آزاده کفاشی


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : شماره ۳۹ , معرفی کتاب
این‌ها را هم بخوانید:
ارسال دیدگاه