آخرین مطالب

سنگ

رضا معتمدی: اندیشه ای ندارد سنگهنگام که می غلطداز پهلوی گرفته و تاریکشبه پهلوی شکسته ی بارانییااز قله ایبه دره مهتابیاندیشه ای ندارد سنگو از سقوطهیچ چیز نمی داندتنها مجذور حادثه هاو سایش زمانسز سخت کرده است سنگ را.هنگام کهبا هیچکساز هیچ چیز سخن نمی توان گفتبا سنگاز درشتی آبسخن بگواندیشه ای ندارد سنگوقتی که می نشیند برابرتو خیره می شودبه رقص دایره های تفکر خاموشتبی ثرس از […]

سنگ

رضا معتمدی:

اندیشه ای ندارد سنگ
هنگام که می غلطد
از پهلوی گرفته و تاریکش
به پهلوی شکسته ی بارانی
یا
از قله ای
به دره مهتابی
اندیشه ای ندارد سنگ
و از سقوط
هیچ چیز نمی داند
تنها مجذور حادثه ها
و سایش زمان
سز سخت کرده است سنگ را.
هنگام که
با هیچکس
از هیچ چیز سخن نمی توان گفت
با سنگ
از درشتی آب
سخن بگو
اندیشه ای ندارد سنگ
وقتی که می نشیند برابرت
و خیره می شود
به رقص دایره های تفکر خاموشت
بی ثرس از شکسته شدن
و خاک شدن

اندیشه ای ندارد سنگ
نه بال می زند
نه می خندد
تنها صبور و خسته
زمان را می بلعد
و انسان را


برچسب ها : , ,
دسته بندی : بایگانی (بر اساس شماره) , شعر , شماره ۲ و ۳
ارسال دیدگاه