آخرین مطالب

» شماره ۳۸ » ریشه‌های ایرانی و هندی قصۀ هزار و یک شب

ریشه‌های ایرانی و هندی قصۀ هزار و یک شب

جلال ستاری دلیل اصلی دانشمندان در اثبات ریشۀ هندی و ایرانی هزار و یک شب، نخست سخن مسعودی و دودیگر نوشتۀ ابن‌ندیم است. ذکر هزار و یک شب نخستین بار در مروج الذهب و معادن الجوهر تألیف ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (متوفی در ۳۴۶ هجری قمری) می‌رود آنجا که می‌گوید: بسیار کسان که از اخبار گذشتگان آگاهند گفته‌اند این‌گونه افسانه‌ها […]

ریشه‌های ایرانی و هندی قصۀ هزار و یک شب

جلال ستاری

دلیل اصلی دانشمندان در اثبات ریشۀ هندی و ایرانی هزار و یک شب، نخست سخن مسعودی و دودیگر نوشتۀ ابن‌ندیم است. ذکر هزار و یک شب نخستین بار در مروج الذهب و معادن الجوهر تألیف ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (متوفی در ۳۴۶ هجری قمری) می‌رود آنجا که می‌گوید: بسیار کسان که از اخبار گذشتگان آگاهند گفته‌اند این‌گونه افسانه‌ها مجعول و خرافی است و کسان ساخته‌اند تا با روایت آن به شاهان تقرّب جویند و با حفظ و مذاکرۀ آن بر مردم نفوذ یابند و مانند افسانه‌هایی است که پس از ترجمه‌شدن از متن‌های فارسی و هندی یا رومی به ما رسیده است و ترتیب تألیف آنها چون کتاب هزار افسانه یعنی هزار خرافه است که خرافه را به فارسی افسانه گویند و عامۀ مردم این کتاب را الف لیله می‌نامند که داستان ملک و وزیر و دختر او و دایۀ دختر (و به روایتی کنیز یا برده‌اش) شیرآزاد (شیرزاد) و دینازاد (دنیازاد) است.

سخن محمّد بن اسحاق الندیم الوراق (متوفی در ۳۸۰ هجری قمری) صاحب کتاب الفهرست نیز این است:

نخستین کسی که افسانه‌ها سرود و از آن کتاب ساخت و در خزینه‌ها نهاد فرس نخستین بود که برخی افسانه‌ها را از زبان جانوران بازگفت. ازآن‌پس پادشاهان اشکانی که سومین طبقه از پادشاهان فرس هستند در این کار غرقه شدند. سپس این امر در دوران پادشاهان ساسانی افزایش یافت و دامنۀ آن وسعت گرفت و قوم عرب آن افسانه‌ها را به زبان عرب نقل کرد که به ادیبان فصیح و بلیغ رسید و آنان آن را تهذیب کردند و بپیراستند و رشته کتاب‌هایی نظیر آن‌ها پرداختند. نخستین کتابی که در این معنی پرداخته شد کتاب هزار افسان است که معنی آن به زبان عربی «الف خرافه» است. سبب این امر آن است که یکی از پادشاهان آنان وقتی زنی می‌گرفت فردای آن روز وی را می‌کشت. باری دختری از شاهزادگان که عقل و درایت بسیار داشت و شهرزادش می‌نامیدند به زنی گرفت. دختر چون به شبستان پادشاه درآمد داستان‌سرایی آغاز کرد و هنگام سپری‌شدن شب گفتار خویش را به جایی رسانید که پادشاه وی را باقی گذارَد و شب دیگر تمام کردن افسانه را از وی بخواهد و بدین‌ترتیب وی هزار شب ملک را به افسانه‌سرایی مشغول داشت و در این مدت فرزندی (پسری) از پادشاه زاده بود که وی را پدیدار کرد و در برابر پدر بداشت و او را پای‌بند خویش کرد (و از افسونگری خود آگاه ساخت). ملک نیز بدو مایل شد و وی را باقی گذاشت.

قرینه‌های دیگری که از ریشۀ هندی و ایرانی هزار و یک شب به دست داریم، مشابهت‌هایی‌ است که میان داستان‌های این کتاب و کتاب‌های هندی که تقدم تاریخی‌شان بر هزار و یک شب مسلم است، از قبیل پنچاتنترا و وتالاپنجاویم‌ستی و جز آن وجود دارد. این‌گونه مشابهت‌ها که می‌تواند به کار تعیین حدود افسانه‌های هندی بیاید بر دو قسم است: گاه در کتاب‌های قدیم ایران و هند قسمتی کاملاً مشابه از یک افسانۀ الف لیله و لیله را می‌توان یافت و گاه بین آن‌ها همانندی‌هایی پراکنده و جزئی به چشم می‌خورد. قرائن دیگری نیز وجود دارد که کاملاً خارجی و غیرعربی بودن آن ثابت است: مانند نام‌های قدیم و تعلیمات و اعتقادات باستانی ایران و هند. به‌سبب وجود این‌گونه همانندی‌ها اصل هزار و یک شب را از افسانه‌های قدیم هند می‌دانند که به‌دست ایرانیان به پهلوی برگردانیده شده است.

[افسون شهرزاد: پژوهشی در هزار افسان، جلال ستاری، تهران: انتشارات توس، ۱۳۶۸، ص ۷۱۰]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی


برچسب ها : , ,
دسته بندی : شماره ۳۸ , نگاهی دیگر
ارسال دیدگاه