آخرین مطالب

» بایگانی (بر اساس شماره) » خواب‌های بیداری

(نگاهی به شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها از جیمز جویس)

خواب‌های بیداری

منصوره تدینی جیمز جویس کتاب شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها را در سال ۱۹۳۹ و در پاریس، پس از ۱۷ سال نوشتن مداوم در تبعید و دو سال پیش از مرگش به چاپ رساند. جهان در آستانۀ دومین جنگ جهانی بود و بشر تجربۀ جدیدی از خشونت و سبعیت را پیش رو داشت. جویس پنجاه و هفت ساله […]

خواب‌های بیداری

منصوره تدینی

جیمز جویس کتاب شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها را در سال ۱۹۳۹ و در پاریس، پس از ۱۷ سال نوشتن مداوم در تبعید و دو سال پیش از مرگش به چاپ رساند. جهان در آستانۀ دومین جنگ جهانی بود و بشر تجربۀ جدیدی از خشونت و سبعیت را پیش رو داشت. جویس پنجاه و هفت ساله بود و شروع جنگ برای او رنج مضاعفی در بر داشت، چون جنگ مجالی برای خواندن و تحلیل کتابش باقی نمی‌گذاشت. با حملۀ آلمان به فرانسه، جویس و همسرش به سویس، که در جنگ بی‌طرف بود، پناه بردند. دشواری‌های مهاجرت و رها شدن در غربت و فقر، جویس را از پادرآورد و کمی بعد در ژانویۀ ۱۹۴۱ درگذشت.

جویس این کتاب را ابتدا فصل به فصل و تحت عنوان کلّی اثر دنباله‌دار منتشر می‌کرد و عنوان اصلی آن فقط در زمان انتشار مشخص شد. اولین نقدنویس‌ها گیج و عصبی شدند و منتقد ادبی «دیلی هرالد» لندن با این جمله تکلیف کتاب را روشن کرد: «آش درهم‌جوشی از کلمات به قلم نویسندۀ اولیس که زیبایی‌های غیرمنتظره‌ای گاه‌به‌گاه از نقاط مختلف آن سربرمی‌آورد.» الیور سنت جان گوگارتی این کتاب را «بزرگ‌ترین شوخی در تاریخ ادبیات» دانست و حتی هریت ویور، حامی همیشگی جویس، سرخورده شد. خود جویس این اثر خود را «اثری دیوانه‌وار از یک دیوانه» نامید، اما ساموئل بکت، هوشمندانه نوشتار جویس را در این کتاب چنین توصیف کرد: «این نوشتار نه دربارۀ چیزی، بلکه خود چیز استو زمانی که چشم‌های جویس بیش از حد ضعیف شد، بکت وظیفۀ پیاده کردن دیکته‌های او را برای این کتاب بر عهده گرفت. (استراترن، ۱۳۸۸: ۶۸-۶۹).

این نگاه بکت به آخرین اثر جویس، صحیح و دقیقاً مبتنی بر همان شیوه‌ای است، که بعدها خود بکت، در نگارش آثاری با صبغۀ پسامدرنیستی به‌کار گرفت. تاکید بکت در جملات بالا، بر «برجسته شدن خود زبان» است، که بعدها در پسامدرنیسم بسیار اصلی و مهم و رایج شد. اغلب منتقدان ادبی آثار بکت را وارد در حیطۀ پسامدرن دانسته و آثار جیمز جویس را در حیطۀ مدرنیسم و جویس را آغازگر رمان نو می‌دانند. باید توجه داشت که جویس با نگارش مجموعه داستان دوبلینی‌ها کار خود را ابتدا در عرصۀ رئالیسم آغاز کرد، اما سبک ویژۀ جویس و رمان نو از داستان مردگان به بعد شکل گرفت. او به شیوۀ آزمون و خطا و تجربه‌گرایانه، به‌تدریج به سبک شخصی خود دست یافت و با نبوغی که داشت، جلوتر از زمان خودش، از مدرنیسم هم گذر کرد؛ از نظر نگارنده او با نبوغی که داشت، در آخرین اثر خود، شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها، برخی از شیوه‌های نگارش پسامدرنیستی را نیز تجربه کرده است؛ به همین دلیل این آخرین نوشته‌های او از نظر خوانندگان و منتقدان ادبی قابل درک نبود و عجیب و نامانوس تلقی می‌شد. خوانش آن بسیار دشوار بود و نمی‌شد نام رمان بر آن گذاشت. همچنین در قالب مشخص یکی از انواع ادبی جای نمی‌گرفت و در عین حال حماسه، افسانه، مرثیه، تاریخ، سرگذشت، هجویه، تحقیق و گزارش خبری بود و در طول کتاب سبک‌های مختلفی، اعم از زبان عامیانه و زبان عالی ادبی وجود داشت. مطرح شدن مباحث هستی‌شناسانه Ontologic در بخش‌هایی از کتاب نیز مؤید این نظر است. شاید بتوان گفت که او در عین حال که جزو آغازگران رمان مدرن بود، نخستین طلایه‌های پسامدرن را هم در آخرین اثرش داشت و علت علاقۀ خاص بکت به او را نیز تا حدّی می‌توان مربوط به این امر دانست.

کل چهار کتابِ شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها، یک شب تا صبح یک خانوادۀ ایرلندی را روایت می‌کند و روایت عالم خواب و ناخودآگاه است، در برابر اولیس که عالم بیداری بود؛ البته خواب و ناخودآگاهی که به حقیقت انسان بیشتر راه می‌برد تا عالم بیداری. مکان باز هم شهر دوبلین و درواقع همۀ جهان است. عنوان کتاب، مانند عنوان داستان مردگان از یک ترانۀ عامیانه گرفته شده: Tim Finnegan’s wake و با استفادۀ خلاقانه جویس از بازی با کلمات و صنایع ادبی چون جناس Pun و ایهام Equivoque، که در کل کتاب هم به‌کار می‌گیرد، دارای لایه‌های معنایی چندگانه شده است؛ مثلاً s مالکیت به‌طور ایهامی به s جمع تبدیل می‌شود و به‌معنای فرزندان «فین» نیمه‌خدای افسانه‌ای ایرلندی‌ها هم درمی‌آید و کلمۀ wake نیز، هم به معنای «بیداری» و هم در معنی «فعل امر» قابل برداشت است.

کتاب هفده فصل دارد و از سه بخش و یک مؤخره تشکیل شده است؛ بخش اول کتاب شامل هشت فصل، بخش دوم و سوم هر کدام چهار فصل و بخش چهارم فقط یک فصل کوتاه دارند. فصل‌های این کتاب عنوان ندارند و حتی در تعداد خود از الگویی نمادین بهره می‌گیرند؛ اعداد هشت، چهار و یک به‌طور معنی‌داری در فصول حیات بشری و در فصول چهارگانۀ سال و حتی در چهار استان ایرلند و شخصیت‌های مهم داستانی، مصداق می‌یابند. حوادث و شخصیت‌ها نیز حالتی طرح‌گونه و نمادین دارند. فصول کتاب به‌صورت دوایری تودرتو و متحدالمرکز، تاریخ و اسطوره و انسان امروزی را در هم می‌آمیزند و نمایانگر ابعاد مختلف وجودی انسان هستند؛ گویی تاریخ بشریت در آنها خلاصه و متبلور می‌شود. اسطوره‌هایی چون «آدم»، «نوح» و شخصیت‌هایی چون «تریستان» در وجود یک دوبلینی امروزی تجلی می‌یابند. رودخانۀ لیفی Liffey و آبراهه‌های دوبلین در اولیس و شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها مشترک هستند و سرچشمه در اسطوره‌های رودخانه‌های دوزخ دارند. در هر دوی این کتاب‌ها، رفت‌وآمدی مداوم بین جهان اسطوره و تاریخ و جهان امروزی صورت می‌گیرد و از طریق بازی با زبان و دوپهلویی نشانه‌ها، رابطۀ تشبیهی موازی بین این دو جهان برقرار می‌شود. در شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها هم مانند اولیس بعضی فصول تکرار فصول دیگر هستند و همان دوایر بازگردنده را ترسیم می‌کنند؛ تقابل‌های دوگانۀ (Binary Opposition) پدر و پسر، روح و جسم، روز و شب، جهان و انسان، وحدت و کثرت و … مضامین مورد نظر جویس را به خواننده منتقل می‌کنند و بدین ترتیب جویس رابطۀ عمیق انسان و جهان را در همۀ زمان‌ها مطرح می‌کند.

مروری بر مهم‌ترین وقایع و مضامین داستان: کتاب اول بر دو شخصیت اصلی داستان، یک زوج، همفری و آنی، متمرکز است که گویی همان آدم و حوا هستند و شروع داستان این گونه است که H.C.E و یا «همفری چیمپدن ارویکر» هنگام ساختن دیواری، از نردبان سقوط می‌کند و می‌میرد. همسر او، «آنی» – A.L.P- جنازه او را، در مراسم پُرسه و صرف غذا، شب‌هنگام، در مقابل عزاداران می‌گذارد، اما جسد، قبل از این که آنها غذا را بخورند، ناپدید می‌شود. انگار «آنا لیویا» همان «مالی»ی رمان اولیس است که اولیس با تک‌گفتار او در پایان روز، به پایان می‌رسد و با بخشی از همان جمله، در این کتاب، این بار شب را آغاز می‌کند و در قالب رودخانۀ لیفی، با پدرش اقیانوس سخن می‌گوید. در ادامۀ کتاب اول حوادثی مرتبط با مرگ فنیگان روایت می‌شوند؛ مثلاً ویسکی روی جسد فنیگان می‌ریزد و او از تابوت خود برمی‌خیزد، اما عزاداران او را به تابوت بازمی‌گردانند و تشویقش می‌کنند که بهتر است در جایی که در آن است، بماند. فصل اول با تصویری از «همفری چیمپدن ارویکر» در حال دریانوردی به سوی دوبلین خاتمه می‌یابد.

کتاب دوم بر فرزندان این زوج، «شان» Shaun ، «شِم» یا همان سام – فرزند بزرگ نوح پیامبر- Shem و «ایزی» Issy متمرکز است. کودکان مشغول بازی و انجام تکالیف خود هستند و نامه‌ای شبانه به پدر و مادر خود می‌نویسند. همچنین در این کتاب چگونگی آشنایی و ازدواج این دو زن و شوهر بیان می‌شود و از طریق چهار مرد، که نمادی از اناجیل اربعه، چهار ایالت ایرلند و… هستند و به ‌خواب «شان»، یکی از پسران این خانواده، می‌آیند، پرسش‌هایی هستی‌شناسانه مطرح می‌شود.

کتاب سوم تقریباً به‌طور کامل به «شان»، در نقش یک پستچی می‌پردازد، که نامۀ «آنی» را با خود حمل می‌کند؛ نامه‌ای که هرگز خوانده نمی‌شود. درواقع این همان نامه‌ای است که به آغاز کتاب بازمی‌گردد. در طول این بخش، «شان» از بزرگ‌سالی به کودکی سیر می‌کند. همچنین در فصلی دیگر خانم و آقای «پورتر» در اتاق خوابشان روایت می‌شوند، در حالی‌که فرزندانشان «جری»، «کوین» و «ایزابل» در هال خوابیده‌اند و هنگام سحر، با فریادی از خواب بیدار می‌شوند و «جری» را که با کابوسی در مورد پدر (پدر فلسفی)، از خواب می‌پرد، آرام می‌کنند و به بستر بازمی‌گردانند. وقایع جزیی دیگری نیز در این بخش روایت می‌شوند.

کتاب چهارم رستاخیز و بیداری همفری (H.C.E) از بستر مرگ و جدال و پیروزی روز بر شب، با طلوع خورشید است. همچنین نامۀ آنی (A.L.P) همراه با تک‌گفتار درونی او، که با جمله‌ای از نامۀ او تمام می‌شود. او در این مونولوگ طولانی می‌کوشد شوهر به‌خواب‌رفته‌اش را بیدار کند و به او می‌گوید که بسیار خوابیده است و باید دوباره برخیزد. آنی خاطرات گردشی بر روی تپه‌ها را با شوهرش به یاد می‌آورد و آرزو می‌کند این گشت و گذار دوباره تکرار شود. در پایان این مونولوگ، او هم مانند رودخانۀ لیفی خسته است، که در اقیانوس ناپدید می‌شود و آخرین کلمات این بخش عبارت نیمه‌کاره‌ای هستند، که با پیوستن به کلمات آغازینِ کتاب اول، کامل می‌شوند. درواقع کتاب با چرخه‌ای پایان‌ناپذیر، همچون نوار موبیوس۱، پرپیچ وخم و چند بعدی، همواره به آغاز خود بازمی‌گردد؛ چونان زندگی انسان که همواره این دورِ پایان‌ناپذیرِ پر پیچ‌و تاب را تکرار می‌کند؛ از آدم و حوا و هابیل و قابیل و خواهرشان تا همگی ما انسان‌های امروزه و تا آینده‌ای نامعلوم، که روزی این دور به‌نحوی تصورناپذیر به پایان برسد.

بخش اول کتاب گویی همۀ بخش‌های کتاب را در خود دارد، همچنان که همۀ شخصیت‌ها کل بشریت را در خود دارند. «همفری چیمپدن ارویکر» انگار همان آدم اسطوره‌ای است و با کمک بازی‌های کلامی جویس، از نامش حروف اختصاری H.C.E استخراج می‌شود که در عین حال یادآور معانی Here Comes Everybody «همه دارند می‌آیند»، Haveth Childrers Everywhere «کسی که همه جا بچه دارد»، Hotchkiss Calthur’s Everready «همیشه آماده است»، Human Conger Eel «انسان مارماهی» و… هم هست. همچنان که پدر این خانواده یادآور «آدم» است، فرزندان دوقلوی او نیز یادآور «هابیل» و «قابیل» هستند و خواهری دارند. مادر خانواده نیز همان «حوّا» و در عین حال رودخانۀ لیفی، به‌مثابه «آب» عنصر مؤنث و عامل حیات است.

در کتاب بعدی، از طریق خوابی که یکی از دوقلوها می‌بیند، مباحث هستی‌شناسانه مطرح می‌شود و برای این کار، جویس باز هم از صنعت ادبی جناس استفاده می‌کند؛ مثلاً با استفاده از قصۀ مورچه و جیرجیرک و بازی با کلمۀ (Ant) به معنای «مورچه» و تغییر آن به صورت (Ondt) به معنای «هستی» مفاهیم مورد نظر خود را مطرح می‌کند. این بازی‌های کلامی یکی از مشخصه‌های سبکی جویس است و در طول داستان تکرار می‌شوند.

کتاب آخر، آخرین دایره است، که باز هم همان مضامین را تکرار می‌کند. شب به پایان می‌رسد و شخصیت‌ها که دستخوش تغییراتی شده‌اند، بیدار می‌شوند. کتاب هم با کلمۀ (The) که کلمه‌ای ‌خنثی و بی‌معنی در زبان انگلیسی است، به پایان می‌رسد و بلافاصله گویی دوباره به آغاز داستان بازمی‌گردد. استفاده جویس از زبان در این کتاب خارق‌العاده و شگفت‌انگیز است. او به یک زبان اکتفا نمی‌کند، بلکه از زبان‌های مختلفی چون سانسکریت، دانمارکی و حدود شصت زبان و گویش و کلمات هم‌ریشه یا مشابه و همچنین انواع صنایع ادبی، بخصوص جناس و ایهام، استفاده می‌کند، تا واقعیت و تاریخ و اسطوره را در هم بیامیزد و عمیق‌ترین مضامین و مباحث انسانی را مطرح کند. در واقع او کل جهان و بشریت را در این کتاب دوره می‌کند. شب‌زنده‌داری فنیگان‌هاگویی منظومه‌ای شمسی است که مرکز و محور آن «انسان و بشریت» است.

جملات پایان و آغازِ شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها در پیوستن به هم بدین گونه کامل می‌شوند:

A way a lone a last a loved a long the… / riverrun, past Eve and Adam’s, from swerve of shore to bend of bay, brings us by a commodius vicus of recirculation back to Howth Castle and Environs. (Joice, 1966: 3, 628).

راهی دورافتاده و نهایی و محبوب و دراز…/ رودخانه دوان، از کلیسای حوا و آدم گذشته، از انحنای ساحل به چنبرۀ خلیج، ما را با چرخه‌ای شیطانی به قلعه هاوت و پیرامونش۲ – HCE همفری چیمپدن ارویکر یا آدم- بازمی‌گرداند.

گرچه محور همۀ داستان‌های جویس ایرلند و شهر دوبلین است، اما ازرا پاند معتقد است، جیمز جویس طوری رویدادها و شخصیت‌ها را در داستان‌های خود دربارۀ ایرلند بازنمایی می‌کند، که می‌توان آنها را دربارۀ هر شهری بازگو کرد. او با ذکر جزییات فراوان دربارۀ جامعۀ ایرلند، نه فقط ایرلند روزگار خود را به‌تصویر می‌کشد، بلکه عناصری جهانی و عام و بشری را نیز مطرح می‌کند. این گسترش از حلقۀ کوچک زندگی شخصی خود او و شخصیت‌های پیرامونش و سپس شهر و کشورش آغاز می‌شود و در نهایت به کلّ بشریت در گسترده‌ترین حلقه‌ها می‌رسد. از نگاه ازرا پاند، برای جویس مهم نیست که دربارۀ چه کسی می‌نویسد، چون آن کس می‌تواند همۀ ما باشد.

اغلب شخصیت‌ها و وقایع داستانی جیمز جویس از افراد پیرامون او و رویدادهای زندگی خودش الهام گرفته شده‌اند؛ از مادرش، از همسرش نورا، از رویدادهای کودکی و جوانی‌اش و…؛ چستر جی اندرسون در کتاب جیمز جویس شرح می‌دهد که چگونه «نورا» همسر جویس الهام‌بخش شخصیت‌های «گرتا» در داستان مردگان و یا «مالی» در اولیس و همچنین «برتا» در تبعیدی‌ها و «آنا لیونا» در شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها شده است؛ اما جویس از این شخصیت‌های پیرامونش الهام می‌گیرد، تا چیزهایی را دربارۀ همۀ زنان و مردان بگوید؛ بنابراین جویس، نه فقط خودش و مردم دوبلین و ایرلند، بلکه همۀ انسان‌های این عصر و سایر اعصار را روایت می‌کند. سبک او را سبک تقلیدی «گرته‌برداری از واقعیت زندگی» و سبکی تجربی دانسته‌اند، که از نوآوری‌های خود او است و همزمان با آنتوان چخوف بدان روی آورد. او در سبک خود به‌شیوۀ آزمون و خطا و تجربه‌گرایانه عمل می‌کرد و به رویکردی فرمالیستی دست یافت. همین فرم تجربی نگارش موجب شد کتاب چهرۀ مرد هنرمند در جوانی بسیار جلوتر از زمان خود و جدل‌برانگیز باشد و اگر ازرا پاند استعداد او را کشف و از او دفاع نمی‌کرد، شاید موفقیت کتابش ممکن نمی‌شد. منتقدان جریان اصلی از خواندن این کتاب گیج و عصبانی شدند و یکی از منتقدان دربارۀ این کتاب نوشت: «آدم نمی‌داند دربارۀ این کتاب جدید چه بنویسد.» و منتقدی دیگر پیشنهاد کرد که جویس بهتر است «رساله‌ای دربارۀ شبکۀ فاضلاب» بنویسد. (استراترن، ۱۳۸۸: ۴۶).

از نظر خود جویس از داستان‌هایش «بوی خاص فساد و تباهی» به مشام می‌رسد و این داستان‌ها به «فصلی از تاریخ ایرلند» بدل شده‌اند. او خود را به طنز و کنایه و بر وزن نامش، Shame’s Voice «صدای شرم» می‌خواند و یا Germs Choice «انتخاب میکروب‌ها» -نامی که منتقدی بر او گذاشته بود و در جایی گفت که می‌خواسته داستان‌هایش «فصلی از تاریخ اخلاقی کشور»ش باشد. او در جایی از کتاب چهرۀ مرد هنرمند در جوانی با خود عهد می‌کند که: «من چیزی را بندگی نخواهم کرد که دیگر به آن اعتقاد ندارم، چه اسمش خانواده‌ام باشد، چه وطنم و چه کلیسایم و سعی خواهم کرد با نوعی شیوۀ زندگی یا شیوۀ هنری، هر قدر که می‌توانم به‌آزادی و به‌تمامی ضمیر خود را بیان کنم و برای دفاع از خود، فقط سلاح‌هایی را به‌کار ببرم که خود را در استفاده از آنها مجاز می‌دانم: سکوت، جلای وطن و زیرکی.» (جویس، ۱۳۸۵: ۳۱۹)

جویس در آثار خود از کودکی تا بزرگ‌سالی حضور دارد؛ در چهرۀ مرد هنرمند در جوانی، جوانی است که می‌خواهد سرزمین مادری را ترک کند، همچنان که واقعاً این کار را می‌کند و نیز سبک رئالیستی را برای همیشه کنار می‌گذارد. در مجموعۀ داستان دوبلینی‌ها که داستان مردگان آخرین داستان آن و بعداً به آن الحاق شده است، می‌بینیم که شخصیت اصلی داستان‌ اول نوجوان است و در داستان‌های بعدی بزرگ می‌شود و به میان‌سالی می‌رسد و در داستان مردگان، خود نیز دچار همان فساد و تباهی شده و یکی از مردگانِ زندۀ داستان و پوسیده شده در این مرگ همگانی است. داستان مردگان هم به‌ظاهر بسیار شبیه زندگی خود جویس و روابطش با همسرش، نورا است. یکی از آشنایان قدیم نورا بعدها ادعا کرد که در زمان آشنایی نورا با جویس به‌طور همزمان با نورا ارتباط داشته است. این رابطۀ مثلثی در داستان اولیس و در آخرین اثر او شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها هم بازتاب دارد. همۀ داستان‌های او به‌ظاهر جدا از هم و درواقع با پیوندی ظریف و پنهانی به هم متصلند؛ به‌نحوی‌که رد پای دوبلینی‌ها را در چهرۀ مرد هنرمند در جوانی و ردی از این اثر را در اولیس و طرح کلی اولیس را در شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها می‌توان یافت؛ گویی اولیس فشرده‌شده‌ای از شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها است.

پایان اولیس همزمان با فرارسیدن شب و به‌خواب رفتن خانم مالی بلوم و مونولوگ او با خود است. مالی بلوم با خود چنین می‌گوید: «…ای دریا، ای دریای گاه سرخ همچون آتش و غروب‌های باشکوه و درختان انجیر در باغ‌های آلامدا و تمام آن کوچه‌های عجیب و خانه‌های گلی رنگ و آبی و زرد و کردهای گل سرخ و سنبل و شمعدانی و کاکتوس، ای جبل‌الطارق؛ وقتی‌که من دختر جوانی بودم و یک گل کوهستان، آری وقتی که گل سرخی را مثل دختران اندلسی در میان زلفانم گذاشتم یا گل قرمزی بود، آری…» (سیدحسینی، ۱۳۸۱:۵۹۷). شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها از همین‌جا و با مونولوگ درونی آنی، و با فرارسیدن شب، آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که با جمله‌ای دوپاره شده در آغاز و پایان‌خود، به چرخه‌ای مداوم دست می‌یابد، اما همان قدر که می‌توان اولیس را منظومه‌ای منسجم و منظم و مدرنیستی دانست، شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها را می‌توان تا حدودی دچار گسیختگی و در حال گذار به شیوۀ پسامدرن در نظر گرفت.

جویس در نامه‌های خود که در کتابی توسط «استوارت گیلبرت» جمع‌آوری شده است، در مورد کار خود روی کتاب شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها مطالب بسیاری می‌نویسد و اطلاعات ارزشمندی را به‌دقت دربارۀ پیشرفت کار این کتاب به دست می‌دهد. (ر.ک. سیدحسینی، ۱۳۸۳: ۴۲۰۶). بنابراین برای شناخت و تفسیر دقیق این کتاب لازم است، این نامه‌ها و همچنین سایر آثار جویس، بخصوص اولیس، را نیز شناخت و با دقت بررسی کرد.

پی‌نوشت‌ها:

۱. نوار موبیوس مفهومی در ریاضی و فیزیک را بیان می‌کند و نواری است که دو لبۀ آن به‌طور پیچ خورده به هم پیوسته – تقریباً به شکل علامت بی‌نهایت در ریاضی- و حلقه‌ای را به‌وجود آورده است، که می‌توان بدون برداشتن قلم بر روی آن خطی ممتد کشید، به‌نحوی که تمام هر دو سطح آن خط کشیده شود و در واقع دو سطح آن تبدیل به یک سطح پیوسته شده‌اند. چنین نواری اگر به طور طولی بریده شود، نتایج غیرمنتظره‌ای حاصل می‌کند و نوارها و حلقه‌های متعددی به‌نام حلقه‌های پارادرومویک ایجاد می‌کند؛ بنا بر این از فضایی دوبعدی به حرکت در فضایی سه‌بعدی می‌رسد و بُعدهای اضافی غیرقابل تصور برای انسان را در فیزیک و فلسفه می‌رساند. شب‌زنده‌داری فنیگان‌ها نیز چنین ابعاد غیرمنتظره و حیرت‌آوری دارد و جویس توانسته با استفادۀ اعجاب‌آورش از زبان و بازی‌های کلامی و صنایع ادبی چون ایهام و جناس و حرکت دایره‌وار در داستانش، به چنین ابعاد گوناگونی دست بیاید.

۲. نام قلعه‌ای در دوبلین، که همچنین با حروف اختصاری HCE شناخته می‌شود و جویس ماهرانه و از طریق بازی با کلمات، نام این قلعه را نیز با ایهام به‌کار می‌گیرد و علاوه بر نام قلعه، در معانی دوم و سوم آن «همفری چیمپدن ارویکر» یا انسان به‌طور کل نیز مورد نظر است.

منابع:

استراترن، پل. (۱۳۸۸). آشنایی با جیمز جویس. ترجمۀ امیر احمدی آریان. تهران: نشر مرکز.

اندرسن، چستر. (۱۳۸۷). جیمز جویس. ترجمۀ هوشنگ رهنما. تهران: هرمس.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۱). فرهنگ آثار. ج۱٫ تهران: انتشارات سروش.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۳). فرهنگ آثار. ج۲٫ تهران: انتشارات سروش.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۵). فرهنگ آثار. ج۳٫ تهران: انتشارات سروش.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۱). فرهنگ آثار. ج۴٫ تهران: انتشارات سروش.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۶). فرهنگ آثار. ج۵٫ تهران: انتشارات سروش.

سیدحسینی، رضا و دیگران. (۱۳۸۳). فرهنگ آثار. ج۶٫ تهران: انتشارات سروش.

جویس، جیمز. (۱۳۸۵). چهرۀ مرد هنرمند در جوانی. ترجمۀ منوچهر بدیعی.تهران: انتشارات نیلوفر.

Joyce, James.(1966). Finnegans Wake. Twelfth Printing. New York: The Viking Press.

Joyce, James.(1922) .Ulysses . Free Ebooks at Planet Ebook.com

https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Finnegans_Wake&oldid=464258683


برچسب ها : ,
دسته بندی : بایگانی (بر اساس شماره) , پرونده , شماره ۲۴
ارسال دیدگاه