آخرین مطالب

» بایگانی (بر اساس شماره) » بازخوانی نسخه ایلامی سنگ‌نبشته بیستون

بازخوانی نسخه ایلامی سنگ‌نبشته بیستون

صابر امیری پریان متخصصان تاریخ آسیای غربی و ایران باستان کم و بیش به اهمیت سنگ‌نبشته بیستون و نقش آن در رمزگشایی دیگر متون میخی و پیدایش علم آشورشناسی آگاهند. این سنگ‌نبشته که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی بر دیواره کوه بیستون نزدیک کرمانشاه حجاری شده آگاهی‌های ارزشمندی را از رویدادهای شاهنشاهی […]

بازخوانی نسخه ایلامی سنگ‌نبشته بیستون

صابر امیری پریان

متخصصان تاریخ آسیای غربی و ایران باستان کم و بیش به اهمیت سنگ‌نبشته بیستون و نقش آن در رمزگشایی دیگر متون میخی و پیدایش علم آشورشناسی آگاهند. این سنگ‌نبشته که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی بر دیواره کوه بیستون نزدیک کرمانشاه حجاری شده آگاهی‌های ارزشمندی را از رویدادهای شاهنشاهی هخامنشی تا نخستین سال‌های پادشاهی داریوش بزرگ به دست می‌دهد. گرچه ارتفاع بلند سنگ‌نبشته و قرارداشتن بر پرتگاه کوه آن را تا حد زیادی از دسترسی و آسیب‌های مردم دور نگه داشته با این همه، در طول بیست و پنج سده گذشته روند تغییرات آب و هوا به بخش‌هایی از آن آسیب شدید زده است. عمده این فرسایش‌ها بر اثر ریزش آب‌های فصلی کوه بر متن‌های میخی آن بوده چنانچه در برخی نقاط، ترکیبات شیمیایی محلول در آب، خورندگی سنگ و حتی نابودی بخش‌هایی از متن‌ها را در پی داشته است. در برخی بخش‌ها نیز رسوب‌های آهکی نویسه‌های میخی را ناپدید کرده است.

چنین ویژگی از یک متن میخی بزرگ و دشواری دسترسی به آن، اهمیت بازخوانی سنگ‌نبشته بیستون را دو چندان ساخته است. در دو سده اخیر، متن‌های میخی این سنگ‌نبشته در معدود برهه‌هایی از نزدیک به دست محققان مطالعه شده است: ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۶ هنری راولینسن (Henry C. Rawlinson)؛ ۱۹۰۳ ویلیام جکسن (Abraham V. W. Jackson)؛ ۱۹۰۴ کینگ و تمپسون (Leonard W. King and Reginald C. Thompson) ، ۱۹۴۸ و ۱۹۵۷ جرج کمرون (George G. Cameron) . آنها سنگ‌نبشته را از نزدیک بررسی و از متن‌های آن نسخه‌برداری کردند. روشهای آنها برای نسخه‌برداری، شیوه‌هایی مانند ترسیم نویسه‌های میخی، مولاژبرداری و قالب‌گیری کاغذی و عکاسی با دوربین‌های قدیمی بود که امروزه «قدیمی» محسوب شده و تصویر دقیق سنگ‌نبشته و جزییات حکاکی متن‌ها را نمایش نمی‌دهند. گرچه تلاش آنها پیشرفت‌هایی مهم و ارزشمند را در خواندن این سنگ‌نبشته در پی داشته است اما هنوز سنگ‌نبشته بیستون نیازمند نسخه‌برداری با ابزارهای پیشرفته امروزی، مستندسازی و بازخوانی متن‌های میخی آن توسط محققان است.

به دلیل همین دقیق نبودن رونوشت‌های پیشـین، آنها کمک چندانی به رفع ابهام‌های موجود در خوانش متن‌های سنگ‌نبشته نکرده‌اند. آشورشناسان و زبان‌شناسانی که به سنگ‌نبشته دسترسی نداشته، برای انجام پژوهش (به ویژه بر نسخه‌های پارسی باستان و ایلامی) به ناچار به این گونه مستندات مراجعه کرده‌اند. همین باعث شده تا تحلیل‌های آنها در خوانش بخش‌های بحث‌برانگیز، از منظر دانش زبان‌شناسی و نه الزاماً منطبق با متن میخی بر سنگ بوده و ویرایش‌های آنها نیز هنوز دارای بخش‌های مبهم و نخوانده است. کاستی مهم در مطالعات سنگ‌نبشته بیستون عدم انتشار تصاویر متن میخی یا حتی یک دستنویس دقیق در کنار حرف‌نویسی‌ها و نبود امکان مقایسه این ویرایش‌ها با متن نوشته شده بر سنگ است. گرچه کینگ و تمپسون متن‌های میخی بیستون را با توضیحات لازم در سال ۱۹۰۷منتشر کردند اما از آنجا که این متون با نویسه‌های تایپی و با اشکال استاندارد چاپ شده است، تصویر واقعی سنگ‌نبشته و جزییات حکاکی بر سنگ را ارایه نمی‌دهد. از دیگر واقعیت‌های تلخ، نابودی بخش اعظم مولاژهای لاستیکی در یک سانحه تصادفی است که جرج کمرون در سال ۱۹۴۸ از سنگ‌نبشته گرفته و می‌توانست مرجع یک تحول بزرگ به دست محققان در خوانش این متون آن باشد. در هر حال، او در بازدید سال ۱۹۵۷ توانست از نسخه اکدی سنگ‌نبشته دوباره مولاژبرداری کرده که بعدها مرجع ویرایش دقیق الیزابت وویتلندر ۱۹۷۸ (Elizabeth N. Von Voigtlander) شد. با این همه در ویرایش او، تصاویر دقیقی که بتوان از طریق آنها این ویرایش را با متن بر سنگ مقایسه کرد متنشر نشده است.

نسخه ایلامی

نسخه اولیه ایلامی سنگ‌نبشته در چهار ستون در سمت راست پیکره‌های بیستون حکاکی شده اما به دلیل نیاز به افزودن پیکره سکونخا (شورشی سکایی) به ردیف پیکره‌ها، سنگتراشان داریوش بخشی از ستون یکم را به کلی تراشیدند و بقیه ستون‌های دیگر نیز عمداً صاف شد. به همین دلیل، متن این نسخه دوبازه بازنویسی و در سه ستون بزرگ در سمت چپ نسخه پارسی باستان و پایین نسخه اکدی حجاری شد که در این مقاله به نام «نسخه ایلامی» خوانده می‌شود.

متاسفانه پیشرفت در مطالعات این نسخه ایلامی بیستون نسبت به نسخه‌های پارسی باستان و اکدی کمتر بوده است. می‌دانیم ایلامی زبانی مرده است که خویشاوندی آن هنوز آشکار نیست و امکان تحلیل متن‌های آن با بررسی‌های معمول زبان‌شناسی و تطبیق با زبان‌های خویشاوند وجود ندارد. معمول‌ترین راه تحلیل چنین متن‌هایی، تفسیر و مقایسه با متون متناظر زبان‌های دیگر است. متنی گسترده که در آن داریوش بزرگ خود و خاندانش را معرفی و سپس به بحران‌ها از زمان پادشاهی کمبوجیه می‌پردازد، دارای جملات و حالت‌های دستوری صرف و نحو فراوان است و پژوهش بر آن کمک شایانی به مطالعه زبان ایلامی هخامنشی خواهد بود. در حقیقت بیستون بزرگترین متن ایلامی یافت شده را در بر دارد. تاکنون از نسخه ایلامی سنگ‌نبشته بیستون دو رونوشت میخی تهیه شده است: رونوشت ۱۸۵۵ ادوین نوریس (E. Norris) و متن میخی ۱۹۰۷ کینگ و تمپسون. رونوشت نوریس تصویری نسبتاً خوب از نسخه ایلامی ارایه داده اما چون در اصل رونوشتی است از قالب‌های کاغذی راولینسن از سنگ‌نبشته، این رونویسی دقیق نیست و در بررسی شکستگی‌ها نمی‌توان به آن اعتماد کرد. درحقیقت در زمان نوریس شناخت از زبان ایلامی بسیار ناچیز بود و خود او نیز این نسخه را به زبان سکایی (Skythian) می‌پنداشت.

متن میخی ۱۹۰۷ تایپی است و جزییات حکاکی متن بر سنگ را نمایش نمی‌دهد. به نظر می‌رسد ویرایش کینگ و تمپسون از نسخه ایلامی (که آن را نسخه شوشی Susian  version می‌دانستند) تحت تاثیر بازخوانی بخش اکدی و پارسی باستان قرار گرفته است. در برخی بخش‌ها آنها نتوانستند متن را بر سنگ تشخیص داده همان خوانش نوریس را کپی کرده‌اند. در ویرایش آنها چه در متن و چه در توضیحات، نویسه‌های میخی در اشکال و فواصل غیر واقعی هستند و همین موضوع پژوهشگران بعدی را در تشخیص درست برخی نویسه‌ها به اشتباه انداخته است. واقعیت آن است که در زمان انتشار ویرایش آنها، بسیاری از متون ایلامی (چه ایلامی هخامنشی و چه ایلامی پیش از هخامنشیان) که می‌توانستند مراجعی ارزشمند در تحلیل متن ایلامی بیستون باشند انتشار نیافته و هنوز اسنادی چون متن‌های بارو و خزانه‌داری تخت جمشید کشف نشده بودند. با این کاستی‌ها، ویرایش ۱۹۰۷ پایه ویرایش‌های دوران بعد از قبیل وایسباخ ۱۹۱۱ (F. H. Weissboch)، فرانسوا والا ۱۹۷۷ (François Vallat) و گریو سوزینی، هرن اشمیت و لابا ۱۹۹۳ (Françoise Grillot-Susini, Clarisse Herrenschmidt & Florence Malbran-Labat) بود که تلاش کردند تفسیرهای زبان‌شناسی خود را از بخش‌های مبهم یا خوانده نشده ارایه دهند. کمرون بعدها گرچه نتوانست ویرایشی کامل از نسخه ایلامی ارایه دهد اما او بخشی از اصلاحات خود را در سال ۱۹۶۰ منتشر کرد که گرچه در تفسیرهای خود به اثر میخ‌ها بر سنگ، فواصل نویسه‌ها و مقایسه با عبارت‌های متناظر در نسخه‌های دیگر پرداخته اما اصلاحات او همراه با تصویر متن اصلی نیستند. این اصلاحات را فرانسوا والا و سوزینی، هرن اشمیت و ملبران لابا در ویرایش‌های خود درنظر گرفته و ویرایشی دقیق‌تر در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۹۳ متنشر کردند.

بازخوانی نسخه ایلامی سنگ‌نبشته بیستون

در سال‌های اخیر «پایگاه میراث جهانی بیستون» در گامی ارزشمند داربستی ایمن با فضای کافی را باهدف دسترسی به سنگ‌نبشته، بررسی‌های باستان‌شناسی و مطالعه نزدیک متون میخی و تصویربرداری از سوی محققان نصب کرده است. یک پروژه اسکن لیزری که با مدیریت پایگاه انجام شده تصاویر دقیقی را از سنگ‌نبشته آماده ساخته که از سوی پایگاه در اختیار برخی محققان قرار گرفته است. در رابطه با نسخه ایلامی، دکتر ووتر هنکلمن (Wouter Henkelman) از École pratique des hautes études پاریس این تصاویر را برای مطالعه نسخه ایلامی و تهیه ویرایشی نوین از آن مورد استفاده قرار داده است. در سال‌های گذشته دکتر عبدالمجید ارفعی در تهران این سنگ‌نبشته را از نزدیک مطالعه کرده و قرار بود این تصاویر نیز برای بازخوانی نسخه ایلامی در دسترس ایشان قرار گیرد. در سال ۱۳۹۴ نیز پژوهش آقای سلمان علیاری از دانشگاه تهران در قالب یک ویرایش از نسخه ایلامی انتشار یافت که بر پایه تصاویری است که وی پیشتر از این نسخه گرفته بود.

درسال ۱۳۹۱ نگارنده با بالارفتن از داربست، سنگ‌نبشته را برای نخستین بار از نزدیک مشاهده و ایده انجام یک پژوهش در مطالعه و بازخوانی نسخه ایلامی آن به ذهنش خطور کرد. به دلیل اینکه او به تصاویر اسکن لیزری دسترسی نداشت برآن شد تا با ادامه عکس‌برداری با دوربین، تصاویری دقیق و با اندازه‌های بزرگ از سنگ‌نبشته تهیه کند. ایده نخستین این بود که او با ادامه تصویر‌برداری، داده‌های لازم را برای مطالعه متن ایلامی و ترسیم یک دست نویس (Autograph) که امری معمول در مطالعات آشورشناسی است به کار برد. این روشی ابتکاری است که نگارنده به کمک تحلیل و درجه‌بندی عکس‌ها در فتوشاپ انجام داده است. در سال ۱۳۹۲ با سه مرحله بازدید از سنگ‌نبشته، نگارنده ابعاد و اندازه‌های دقیق ستون‌ها، سطرها، ابعاد نویسه‌های میخی، فواصل و… در نسخه‌های ایلامی و پارسی باستان را با دقت میلی‌متر مستندنگاری کرده که بعدها در درجه‌بندی عکس‌ها به کار رفت. این کار کمک بزرگی برای خواندن متن میخی از عکس و تحلیل بخش‌های فرسوده شده بود.

با آگاهی از این امر که تصاویر واضح‌تر با ابعاد بزرگ، امکان بررسی دقیق‌تر جزییات حکاکی بر سنگ را فراهم خواهد ساخت، نگارنده از سال ۱۳۹۱ تاکنون ۹ بار از سنگ‌نبشته عکس‌برداری کرده و هربار، کاستی عکس‌های پیشین را جبران کرده است. این تصاویر، داده‌های اصلی برای انجام بازخوانی متن ایلامی هستند. پژوهش بر نسخه ایلامی بیستون برپایه مراحل زیر انجام شده است:

۱٫ خواندن متن میخی بر سنگ، ردیابی و تحلیل اثر نویسه‌ها در شکستگی‌ها و یا نویسه‌هایی که به کلی از میان رفته اند؛

۲٫ بازسازی شکل اولیه نویسه‌های آسیب دیده در فتوشاپ و تهیه تصاویر درجه‌بندی شده که هم متن اصلی و هم بخش‌های بازسازی شده را نمایش می‌دهند؛

۳٫ تحلیل خوانش‌های جدید و مقایسه با ویرایش پژوهشگران پیشین و عبارات متناظر در نسخه‌های پارسی باستان، اکدی یا آرامی؛

۴٫ تهیه دستنویس (Autograph) متن ایلامی منطبق با تصاویر درجه‌بندی شده؛

۵٫ تهیه ویرایش جدید از نسخه ایلامی همراه با دستنویس و تصاویر منتخب.

در انجام این پروژه بازخوانی نسخه ایلامی بیستون، مشخص شد که بخشی از بازخوانی و ویرایش محققان پیشین نیازمند اصلاح است. بزرگی متن میخی و گستردگی خرابی‌های آن باعث شده محققانی که از نزدیک متن را مطالعه یا به تصاویر دوران خود اتکا کرده بودند، گاهی دچار خطای دید در تشخیص ابعاد اولیه نویسه‌های آسیب دیده و فواصل میان آنها شده و این موضوع در بازخوانی‌های کینگ و تمپسون و کمرون قابل تشخیص است. دست‌کم مزیت درجه‌بندی عکس‌ها و تحلیل با کمک ابزاری مانند فتوشاپ این بوده که از این خطاهای احتمالی کاسته است.

نتایج به دست آمده از این پژوهش قابل توجه بوده است. از آنجایی که نسخه ایلامی متنی مفصل بوده و بازخوانی آن زمان‌بر است، نگارنده بر آن شده که نتایج مطالعات خود را در چند مرحله منتشر کند. نخستین مرحله از نتایج این پژوهش در مقاله شماره یکم نشریه دبیر (DABIR 2015,1,1) انتشار یافت که نگارنده در آن دو واژه بازسازی شده جدید در ستون یکم را مورد بحث قرار داده است. یکی از این بازسازی‌ها واژه‌ای است که برای نخستین بار نگارش آن در متن‌های ایلامی هخامنشی اثبات شده و به فهرست واژه‌نامه‌های موجود اضافه خواهد شد. واژه دیگر، صورتی جدید از یک صفت فاعلی در ایلامی هخامنشی است که آن نیز برای نخستین بار در بیستون یافت شده است. همچنین نگارنده در پنجمین کنفرانس آشورشناسی دانشگاه آکسفورد۱ (OPCA 2016) موفق شد شیوه به کارگرفته شده در انجام این بازخوانی را ارایه کرده و متن سخنرانی در این کنفرانس به ثبت رسید.

تاکنون بازخوانی متن ستون‌های یکم و دوم نسخه ایلامی انجام شده و تصاویر دست‌نویس آنها در صفحه بیستون سایت CDLI۲ همراه با حرف نویسی متن ایلامی به ثبت رسیده است۳. همچنین نگارنده موفق شده است نتایج بازخوانی ستون یکم با ارایه حرف‌نویسی و ترجمه کامل و ۳۷ مورد اصلاح در بازسازی یا تکمیل ویرایش‌های پیشین در شماره CDLB 2017:3 ۴ منتشر و در دسترس محققان دیگر قرار دهد.

نگارنده از آنجا که خود را شاگرد آقای دکتر عبدالمجید ارفعی می‌داند، به حکم ادب و احترام از همان آغاز پژوهش، ایشان را در جریان قرار داده مشورت‌های لازم را دریافت کرد. آقای دکتر ارفعی از این پژوهش برای بازخوانی نسخه ایلامی استقبال کرده ضمن تایید آن، هرجا لازم دانستند راهنمایی و تذکرات خود را به وی منتقل کردند. در بررسی تصاویر سنگ‌نبشته، توصیه ایشان در چگونگی بازسازی نویسه‌های آسیب‌دیده، پایه تحلیل آنها و بازسازی متن میخی در تصاویر درجه‌بندی شده بوده است. از آن هنگام تاکنون نگارنده به طور دوره‌ای گزارش پیشرفت کار بر نسخه ایلامی را به ایشان ارایه داده و راهنمایی‌های ایشان در بازخوانی متن، تحلیل عبارات ایلامی و مطابقت با ویرایش‌های دیگر یا عبارت‌های پارسی باستان و اکدی گنجینه‌ای بوده که نگارنده از آنها بهره گرفته است. از همین رو وظیفه می‌داند که از صمیم قلب و ضمن آرزوی تندرستی و طول عمر، مراتب سپاس و قدردانی خود را از ایشان ابراز داشته بر عزم خود برای ادای وظیفه شاگردی ایشان تاکید می‌کند. نگارنده اذعان می‌کند بدون راهنمایی و مشورت آقای دکتر ارفعی، امکان پیشرفت در انجام این پژوهش، معرفی به سایر محققان و انتشار نتایج در سایتی معتبر مانند CDLI ناچیز بود. همچنین او هرگز نکات و راهنمایی‌های آقای دکتر پارسا دانشمند (از دانشگاه آکسفورد) در رابطه با این پژوهش و معرفی آن به محققان و آشورشناسان را فراموش نکرده همیشه قدردان ایشان خواهد بود.

وظیفه نگارنده است که مراتب قدردانی عمیق خود را از مدیران و کارکنان پایگاه میراث جهانی بیستون (آقایان حسین راعی، صامت اجرایی، فرید ساعدی، مهدی فتاحی و دیگر کارکنان شریف پایگاه) را که ضمن استقبال از این پژوهش و با هماهنگی و صدور اجازه، فرصت چندین بار رفتن به بالای داربست و تصویربرداری نزدیک از سنگ‌نبشته را برای او فراهم کردند ابراز داشته و وظیفه خود می‌داند نسخه‌ای از گزارش کامل و مستندات خود را تقدیم پایگاه کند. او همچنین از دوستان عزیز به ویژه آقای کیوان محمودی که در چند مرحله نگارنده را همراهی و تصاویری دقیق از سنگ‌نبشته با دوربین حرفه‌ای تهیه کرد سپاسگزاری و قدردانی می‌کند.

در پایان او به این نکته مهم آگاه است که هیچ پژوهشگری در رابطه با سنگ‌نبشته بیستون ادعای کامل بودن و درستی همه یافته‌های خود را نداشته و نخواهد داشت و نگارنده با ستایش تلاش و دستاورد دیگر محققان در مطالعه متون میخی و سنگ‌نبشته بیستون، از نقد و بررسی و تذکرات صاحب نظران در رابطه با این پژوهش استقبال می‌کند.

پانویس:

۱٫ Fifth Annual Oxford Postgraduate Conference in Assyriology (2016)

۲٫ Cuneiform Digital Library Initiative

۳٫ https://cdli.ucla.edu/P429858

۴٫ Cuneiform Digital Library Bulletin

مراجع:

Aliyari Babolghani, Salman; 2015; “The Elamite Version of Darius the Great’s Inscription at Bisotun”, Nashr-e Markaz Publishing Co. Tehran

Amiri Parian, Saber; 2015; “A New Edition of the Elamite Version of the Behistun Inscription”, Cuneiform Digital Library Bulletin (CDLB), 2017:3

Amiri Parian, Saber; 2015; “A Re-examination of Two Terms in the Elamite Version of the Behistun Inscription”, Digital Archive of Brief notes & Iran Review, Vol. 1, No. 1, 2-7

Cameron, George G.; 1960; “The Elamite Version of the Bisitun Inscription”, Journal of Cuneiform studies (JCS), Vol. 14, No. 2, 59-68

Grillot-Susini, Françoise; Herrenschmidt, Clarisse & Malbran-Labat, Florence; 1993; “La version élamite la trilingue de Behistun: une nouvelle lecture”, Journal Asiatique (JA) 281,19-59      

Jackson, Abraham Valentine Williams; 1903; “The Great Behistun Rock and Some Result of a Re-Exmination of the Old Persian Inscription on It”, Journal of the American Oriental Society, Vol 24, 77-95

King, Lonard W. & Reginald C. Thompson; 1907; “The Sculptures and Inscription of Darius the Great on the Rock of Behistun in Persia, A new Collation of the Persian, Susian and Babylonian Texts, with English Translation, etc.”, London

Norris, Edwin; 1855; “Memoir on the Scythic Version of the Behistun Inscription”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland (JRAS), Vol. 15, 1-52, 61-213, 53-60

Vallat, François; “Corpus des Inscriptions Royales en Elamite Achemenide”, Ph. D dissertation. [unpublished]

Rawlinson, Henry Creswicke; 1848; “The Persian Cuneiform Inscription at Behistun deciphered and Translated”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, Vol. 10, i-Ixxi, London

Rawlinson, Henry Creswicke; 1851; “Memoir on the Babylonian and Assyrian Inscriptions”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, Vol. 14, i-civ, 1-16, London

Von Voigtlander, Elizabeth; 1978; “The Bisitun Inscription of Darius the Great, Babylonian Version”, Corpus Inscriptionum Iranicarum (CII), Part 1: Inscriptions of Ancient Iran, Vol. 2: The Babylonian Versions of the Achaemenian Inscriptions, Texts 1, London

Weissbach, Franz Heinrich; 1911; “Die Keilinschriften der Achämeniden”, Vorderasiatische Bibliothek (VAB) 3, Leipzig, J.C. Hinrichs’she Buchhandlung


برچسب ها :
دسته بندی : بایگانی (بر اساس شماره) , پرونده , شماره ۲۳
ارسال دیدگاه

معرفی کتاب