آخرین مطالب

» پرونده » یک چمدان کلمه: لودمیلا اولیتسکایا و روایت‌هایش در تبعیدی خودخواسته

یک چمدان کلمه: لودمیلا اولیتسکایا و روایت‌هایش در تبعیدی خودخواسته

الهام کامرانی به نظرم آمد حالا که قرار است از لودمیلا اولیتسکایا، یکی از معتبرترین نویسندگان حال حاضر روسیه بنویسم، از اولیتسکایای پس از فوریهٔ ۲۰۲۲ بنویسم؛ فرصت برای نوشتن از کتاب‌ها و قهرمان‌های داستان‌ها، جایزه‌های ملی و بین‌المللی و نامزدی نوبل او تا همیشه هست اما اینکه نویسنده‌ای در دههٔ نهم زندگی‌اش، وطنش را […]

یک چمدان کلمه: لودمیلا اولیتسکایا و روایت‌هایش در تبعیدی خودخواسته

الهام کامرانی

الهام کامرانی

به نظرم آمد حالا که قرار است از لودمیلا اولیتسکایا، یکی از معتبرترین نویسندگان حال حاضر روسیه بنویسم، از اولیتسکایای پس از فوریهٔ ۲۰۲۲ بنویسم؛ فرصت برای نوشتن از کتاب‌ها و قهرمان‌های داستان‌ها، جایزه‌های ملی و بین‌المللی و نامزدی نوبل او تا همیشه هست اما اینکه نویسنده‌ای در دههٔ نهم زندگی‌اش، وطنش را ـ‌خاکی که همیشه به آن تعلق‌ خاطر داشته راـ ترک کند، آن‌ هم نه برای رفاه و آسایش بیشتر که برای حقیقت، برای عقب‌نیفتادن از جرگۀ زندگان، کاری‌ است که گفتنش هم حتی آسان نیست.

این یادداشت را باید از همین‌جا آغاز کنم. سه‌چهار سال اخیر را با داستان‌های واقعی زندگی اوکراینی‌ها و روس‌های دورمانده از وطن گذرانده‌ام؛ روایت‌هایی که باید اکنون شنیده شوند، نه بعدها در کتاب‌های تاریخ. سرگذشت مادران تنهامانده با چند کودک قدونیم‌قد که از ایستگاه‌های قطار، مرزها و صف‌های کمک‌های بشردوستانه گذشته‌اند تا با کوله‌باری از امید و اندوه خود را به این‌سوی اقیانوس برسانند.

تا به امروز، تاریخ روسیه موج‌های متعددی از مهاجرت را تجربه کرده است؛ هر بار به دلایلی سیاسی، مذهبی یا اجتماعی. مهاجرت جمعی روس‌ها پس از تهاجم فوریه‌ٔ ۲۰۲۲ به اوکراین، به‌عنوان بزرگ‌ترین موج مهاجرت از این کشور پس از انقلاب بلشویکی شناخته می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که بیش از ۶۵۰ هزار نفر روسیه را ترک کرده‌اند و میلیون‌ها اوکراینی نیز آواره شده‌اند؛ وضعیتی که بزرگ‌ترین بحران انسانی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم تلقی می‌شود.

لودمیلا اولیتسکایای هشتادودوساله، از مارچ ۲۰۲۲ در تبعیدی خودخواسته در برلین زندگی می‌کند. با اینکه دلتنگ خانه است اما با این همه می‌گوید برنامۀ روزانۀ زندگی‌اش خیلی تغییر نکرده است؛ همسرش، آندری کراسولین[۱]، نقاشی می‌کشد، خودش هم به نوشتن مشغول است. با اینکه دوستان نزدیکش در مسکو مانده‌اند اما در برلین نیز حلقه‌ای کوچک از مصاحبان و دوستدارانش را دارد؛ حلقه‌ای که آن را «آشپزخانهٔ مسکو[۲]» نامیده‌اند؛ جمع‌های شبانه، گفت‌وگوهایی دلپذیر، و قدم‌زدن‌ کنار رودخانۀ اصلی شهر یعنی رود اشپری[۳] و نه رود مسکوا[۴].

اولیتسکایا خود را زادۀ جنگ می‌داند: «این فقط جنگ نیست، این زندگی امروز ماست.» کودکی‌اش در میان کسانی سپری شده است که داغ جنگ بر تن داشته‌اند. می‌گوید: «امروز، نسل آن انسان‌ها، تقریباً از میان رفته‌ است. از این رو، ما دیگر از تجربۀ زندۀ جنگ محروم مانده‌ایم. جنگ برای نسل امروز دیگر آن تصویر هولناک و شر مطلقی نیست که برای نسل‌های پیشین بود؛ زمان آهسته‌آهسته آن را از حافظه‌ها زدوده است. در دهه‌های اخیر، جهان دوباره به‌سوی همان خاطرۀ خفته بازمی‌گردد: از جنگ‌های کوچک و درگیری‌های منطقه‌ای گرفته، تا امروز، جنگی که به‌درستی بیم جهانی‌شدنش می‌رود.»

لودمیلا ۹ساله بود که استالین مرد. می‌گوید آن روز را خوب به یاد دارد: «ما را در سالن مدرسه جمع کردند و گفتند گریه کنید. همه گریه کردند اما من نخواستم گریه کنم.» آن لحظه برای او نخستین تجربه‌اش از ایستادگی بود. بعدتر گفت: «آن لحظه فهمیدم که من وقتی گریه می‌کنم که خودم بخواهم، نه وقتی که به من دستور می‌دهند.»

هرچند اولیتسکایا دیگر در فعالیت فرهنگی و ادبی روسیه حضور رسمی ندارد، اما در فضای مجازی و در گردهمایی‌های ادبی خارج از روسیه حضوری پررنگ دارد. از کودکی با قدرت، اقتدار و رهبری میانه‌ای نداشت. زود دریافت که نمی‌خواهد چهره‌ای عمومی باشد و می‌خواهد دور از ساختارهای قدرت بایستد.

البته طبق گفتهٔ خودش «هرگز با قدرت هم‌دست نبوده‌ و قصد سکوت کردن هم ندارم». از نخستین داستانش، سونچکا، ادبیات او عصیانی آرام در برابر غوغای ایدئولوژی بوده است. داستان‌هایش حکایت زندگی به‌حاشیه‌رانده‌شدگان است؛ داستان معلولان، دگراندیشان، زنان و یهودیان. در پروندهٔ کوکوتسکی با دقتِ یک زیست‌شناس و شفقتِ یک انسان‌ واقعی، روایتی حماسی از زندگی خانواده‌ای روسی در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی اتحاد شوروی به تصویر می‌کشد. در بی‌بی پیک با روایت زندگی سه نسل زنانه در زیر یک سقف، لایه‌های پنهان روابط انسانی و سکوت‌های پرمعنا را می‌کاود.  در نردبان یعقوب، نامه‌های خانوادگی از تاریخ خطی زندگی یک انسان فراتر می‌رود و به روایتی حماسی از بقا و حافظه بدل می‌شود. لودمیلا اولیتسکایا شارح بی‌نظیر جزییات زندگی معاصر روس‌هاست؛ از خانه‌ها، خیابان‌ها و ایستگاه‌ها گرفته تا غذاها، پوشاک، عشق و مرگ.

 

 

سال ۲۰۱۴، از جمله صریح‌ترین صداهایی بود که در مخالفت با اهداف توسعه‌طلبانۀ کرملین برخاست. در آن زمان در مصاحبه‌ای گفت: «بسیار مهم است که روس‌ها از سندرم امپراتوری رها شوند و منطقِ برادر بزرگ‌تر‌ـ‌برادر کوچک‌تر را کنار بگذارند.»

وقتی از او پرسیدند آیا به بازگشت فکر می‌کند، با لحن آرامی می گوید: «گمان نمی‌کنم بازگشتی در کار باشد. این یعنی باید زیستن در شرایط جدید را بیاموزم؛ طوری که انگار دوباره و از نو قرار است زندگی کنم. همهٔ عادت‌ها و رفتارهای روزمره و حتی واکنش‌های غریزی‌ام باید تغییر کنند.»

اما واکنش او به جنگ اوکراین، جایگاهش را از یک نویسنده فراتر برد. تنها چند روز پس از تهاجم روسیه، بیانیه‌ای تند علیه کرملین منتشر کرد و جنگ با اوکراین را «بی‌معنی» و «فاجعه» خواند. به باور اولیتسکایا، ریشه‌های فرهنگ روسی از اوکراین آغاز شده است: «تاریخ روسیه با کی‌یف روس شکل گرفته است. آنچه امروز در حال رخ‌دادن است، نه فقط فاجعه‌ای سیاسی، بلکه از منظر تاریخی، زبان‌شناختی، و فرهنگی نیز یک اتفاق نابخشودنی است، اشتباهی خونین که به‌گمانم جایگاه حکومت کنونی را در تاریخ از بین خواهد برد.»

وزارت دادگستری روسیه او را به اتهام مخالفت با «عملیات ویژۀ نظامی[۵]» در اوکراین «عنصر بیگانه» نامید. کتاب‌هایش را از کتابخانه‌های عمومی جمع کردند. در کتابفروشی‌های مسکو در پاکت‌هایی با برچسب «Иноаге́нт یا عنصر بیگانه» بسته‌بندی کردند، و نامش را در فهرست فعالان، نویسندگان و روزنامه‌نگارانی گذاشتند که تحت نفوذ فکری یا سیاسی کشورهای خارجی است. وقتی از او پرسیدند «عنصر بیگانه بودن» چه معنایی برایش دارد، با لحن سرد کنایه‌آمیزی گفت: «مزخرفی بیش نیست. نویسنده خدمت‌گزار سیستم نیست. اما در هر حال بخشی از واقعیت زندگی امروز من است.»

اولیتسکایا در گفت‌وگویی با اینسایدر می‌گوید: «یادداشت‌های مهاجران روس، دانشمندان، سیاست‌مداران، موسیقی‌دانان، یعنی همان لایۀ فرهنگی و خلاق جامعهٔ صد سال اخیر را می‌خوانم. این یادداشت‌ها فوق‌العاده خواندنی‌اند و با آنچه امروز در حال رخ دادن است، شباهت‌های حیرت‌انگیزی دارند. صد سال گذشته است اما همان اندوه، همان رنج. گویی هیچ نیاموخته‌ایم.» و شاید همین تکرارِ رنج‌آلود، آن‌چنان که خودش در جای دیگری می‌گوید، ریشه در ترسی دارد که انسان را در مهار نگه می‌دارد؛ آن ترس قدیمی که به گفتۀ ماندلشتام «همیشه ما را رام و مطیع نگه داشته است». ترسی که، به‌زعم او، نه موجب وفاداری که سبب بیگانگی است؛ بیگانگی انسان از قدرت، از حکومتی که به‌جای عشق، هراس می‌زاید. رژیمی که شیوۀ حکومتی‌اش، نه مردم‌سالارانه، بلکه براساس دستگاه‌های امنیتی‌اش هستند‌.

اولیتسکایا، با زبانی ساده اما ژرف‌، از واقعیتی پرده برمی‌دارد که بسیاری ترجیح می‌دهند نبینند. او نه در قالب نظریه یا خطابه، بلکه در دل زیست روزمره، در خاموش‌ترین لحظات، بارقه‌ای از درک و پایداری را به تصویر می‌کشد. داستان‌هایش یادآور این نکته‌اند که حتی در روزگاری تاریک، ادبیات هنوز می‌تواند چراغی باشد برای دیدن، فهمیدن، و ماندن در مقام انسان. زیرا که «قدرت‌ها می‌آیند و می‌روند اما کتاب‌ها باقی می‌مانند».

 

 

 

[۱] آندری کراسولین، همسر اولیتسکایا، هنرمند برجستۀ شوروی و روس است که به‌طور سنتی به نسل «شصتی‌ها»ی اتحادیهٔ جماهیر شوروی نسبت داده می‌شود. او که فعالیت هنری‌اش را عمدتاً در زمینۀ مجسمه‌سازی با فلز، چوب و کاغذ آغاز کرد، از سال ۱۹۹۰ نقاشی را نیز پی گرفت. ویژگی متمایز آثارش نگاهی شاعرانه به اشیای ساده و روزمره است.

 

[۲]  این اصطلاح به شکل‌گیری فضای خصوصی گفت‌وگو در دوران اتحاد شوروی اشاره دارد، زمانی که سانسور شدید، کنترل دولتی بر رسانه‌ها، و ترس از شنود، امکان بیان آزادانۀ اندیشه‌ها را در فضاهای عمومی از بین برده بود. در چنین شرایطی، آشپزخانۀ خانه‌ها به تنها فضای نیمه‌امن برای گفت‌وگوی صادقانه بدل شد؛ جایی که دوستان و اعضای خانواده از سیاست، ادبیات ممنوعه، مذهب، و خاطرات شخصی‌شان با یکدیگر صحبت می‌کردند.

[۳] رود اشپری که از قلب برلین می‌گذرد و همچون رودخانۀ مسکوا برای مسکو، نقشی کلیدی در جغرافیا و هویت تاریخی برلین دارد.

[۴]  رودخانه‌ای در غرب روسیه که از مرکز شهر مسکو می‌گذرد و به رود اوکا می‌ریزد. این رود که خود یکی از شاخه‌های رود ولگا است، در نهایت به دریای خزر می‌ریزد.

[۵] به روسی: Специальная Военная Операция اصطلاحی‌ است که دولت روسیه برای اشاره به تهاجم تمام‌عیار خود به اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ به کار برد. این عبارت عمداً جایگزین واژۀ «جنگ» شد تا در رسانه‌های دولتی و سخنان رسمی، لحن تهاجمی جنگ پنهان شود و مشروعیتی حقوقی یا شبه‌قانونی به اقدامات نظامی روسیه ببخشد. از زمان آغاز «عملیات ویژه نظامی» روسیه در اوکراین، فضای فرهنگی این کشور با موج تازه و گسترده‌ای از سرکوب مواجه شده است. دیگر تنها آثار هنری نیستند که ممنوع می‌شوند، بلکه خود هنرمندان، نویسندگان، و روشنفکران نیز زیر تیغ قرار گرفته‌اند. دولت روسیه با برچسب‌هایی مانند «عنصر بیگانه» و «تروریست» صدای نویسندگان مخالف را با پرونده‌های کیفری، حذف کتاب‌هایشان از کتابخانه‌ها و فروشگاه‌ها، و اجبار به سکوت یا تبعید خاموش می‌کند. در مقابل، خارج از مرزهای روسیه، مفهوم فراموش‌شدۀ تامیزدات دوباره زنده شده است. (انتشار مخفیانۀ آثاری که در داخل کشور غیرقابل چاپ‌اند. تامیزدات نماد مقاومت فرهنگی در دوران اختناق شوروی بود.)

 


برچسب ها : ,
دسته بندی : پرونده , شماره ۴۵ , ویژه
ارسال دیدگاه