کافکا در آینه یونگ (تنش و تحول در زندگی فرانتس کافکا)
نویسنده: داریل شارپ مترجم: ارسطو میرانی انتشارات: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه نوبت چاپ: اول ۱۳۹۹ تعداد صفحه: ۱۵۰ قیمت: ۳۱ هزار تومان کافکا در آینهی یونگ کتابی است دربارهی کافکا به قلم داریل شارپ. این کتاب با همه کتابهایی که تا کنون درباره کافکا به فارسی تالیف یا ترجمه شده است تفاوتی عمده […]
نویسنده: داریل شارپ
مترجم: ارسطو میرانی
انتشارات: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
نوبت چاپ: اول ۱۳۹۹
تعداد صفحه: ۱۵۰
قیمت: ۳۱ هزار تومان
کافکا در آینهی یونگ کتابی است دربارهی کافکا به قلم داریل شارپ. این کتاب با همه کتابهایی که تا کنون درباره کافکا به فارسی تالیف یا ترجمه شده است تفاوتی عمده دارد و آن رویکرد نویسنده در تحلیل شخصیت و زندگی کافکا است. شارپ در این کتاب از دریچه نگاه خود و از منظر روانشناسیِ تحلیلی یونگ به بررسی شخصیت و زندگی کافکا پرداخته است. داریل لئونارد مرل شارپ در ۱۹۳۶ در کانادا متولد شد. این نویسنده و درمانگر یونگی، دانشآموخته فلسفه و ادبیات از دانشگاه ساسکس انگلستان و روانشناسی تحلیلی از موسسه کارل گوستاو یونگ در زوریخ است. شارپ زندگی بسیار پرنوسانی داشت و مدام در حال جابجایی، سفر و تغییر شغل بود. او در مقطعی از زندگی دچار بحران روحی شدید شد و تحت درمان دکتر آنتونی استیوز روانشناس و تحلیلگر یونگی قرار گرفت. شارپ در سال ۱۹۸۰ یک چاپخانه تاسیس کرد و منحصرا به چاپ و انتشار کتابهایی در حوزه روانشناسی یونگی پرداخت و همزمان شروع کرد به جمعآوری نسخههای دستی از دیگر تحلیلگران. او بیش از ۳۰ جلد کتاب تالیف و منتشر کرد که آثار و آراء حدود ۵۰ تحلیلگر از جمله دکتر استیوز را در بر میگرفت. شارپ ابتدا «پیام محرمانه» را منتشر کرد که موضوع آن درگیری و تحول در زندگی فرانتس کافکا بود و سپس در تکمیل آن و پس از تحقیق بسیار «کافکا در آینه یونگ» را نوشت. درباره کافکا چه در مقام انسان و چه در مقام نویسنده، اتفاق نظری وجود ندارد. برخی او را با چارلز دیکنز، گوگول، نیچه، داستایوفسکی، کیرکگور، هرمان ملویل و همینگوی مقایسه کردهاند، برخی دیگر او را روانرنجور، غیرعادی، بیمار و مبتلا به اسکیزوفرنی دانستهاند و از سویی وی را به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان مذهبی قرن بیستم ستودهاند. داریل شارپ اما در کتاب خود بدون هیچگونه مقایسه یا قضاوتی به تحلیل شخصیت کافکا پرداخته و بر این باور است که «اهمیت اساسی کافکا در مقام یک نویسنده مرهون تقلای ذاتا معنوی اوست…» این باور شارپ به یقین ریشه در آموزههای مکتب یونگ دارد چرا که پیش از بیان باور خود، به نقل از یونگ میگوید «تقلا برای بیان شهود باطنیِ واقعیتی که بزرگتر از نفس فردیاست، واقعیتی فراتر از امور دنیوی، پایه و بنیاد انگیزش هنری اصیل است.» شارپ معتقد است بخش اعظم زندگی کافکا به خاطر تنشی که بین نیازهای جهان درونش و آرمانهایش در واقعیت بیرونی وجود داشت، «به صورت موقتی» سپری شده است. درچنین حالتی شخص موقعیت کنونی خود را ناپایدار و موقتی دانسته و در انتظار رسیدن به موقعیتی پایدار و رضایتبخشتر است. شارپ از این نظر کافکا را فرزند زمانه خود و ما دانسته و میگوید: «روانرنجوری او، «زندگی موقتی»، همچون جنبهای از مسئلهی نوجوان ابدی، روانرنجوری دوران مدرن است. این حالت به هیچوجه مختص هنرمندان نیست. تفاوت در این است که بیشتر هنرمندان از آن بهره میگیرند و ممکن است حتی با آن کسب معاش کنند، در حالی که افراد عادی و هنرمندانی مانند کافکا که کار خلاقهشان معیشت آنها را تامین نمیکند، تنها در مقابله با این مساله است که میتوانند زندگی خود را بگذرانند.»
داریل شارپ در حقیقت در این اثر با بهرهگیری از نظریه و روش تحلیل یونگ، زندگی و شخصیت کافکا را بر اساس یادداشتهای خودِ این نویسنده تحلیل کرده است. یکی از آثار محبوب کافکا کتاب یاداشتهای روزانهی این نویسنده است. این یادداشتها آنچه را که برای کافکا اتفاق افتاده، خوابهایی که دیده و احساساتی که تجربه کرده، شامل میشود و علیرغم وصیتی که کرده بود پس از مرگش چاپ و منتشر شده است. شارپ تاکید دارد کتاب «کافکا در آینه یونگ» تحلیل آثار کافکا نیست؛ بلکه تحلیل شخصیت و روان کافکا آن هم بر اساس یادداشتهای خود او است. البته در بخشهایی، خصوصا به داستانهای کوتاه کافکا اشاره کرده است و نقلقولهایی از آنها برای تایید یافتههای خود آورده. کتاب شامل دو بخش است. نویسنده در بخش نخست به زندگی کافکا میپردازد و در بخش دوم دست به تحلیل روانشناختی میزند و البته پیش از همه اینها تاکید میکند: «هدف من تبیین و توضیح آثار خلاقانه کافکا نبودهاست. بلکه خواستهام عوامل روانشناختی دخیل در تنشهای او را روشن کنم و به نقش جبرانکننده برخی از رویاهایش توجه خاص داشته باشم. هرگز قصد ندارم با غور در روانشناسی شخصی کافکا، از مقام هنری او بکاهم. هنر کافکا فراتر از مسائل شخصی اوست و به قول یونگ از ذهن و دل هنرمند با ذهن و دل بشریت سخن میگوید.»
کتاب از ترجمهای نسبتا روان و خوشخوان برخوردار است و نهتنها میتواند برای علاقمندان جدی ادبیات معاصر ایران مفید باشد بلکه کتابی قابل توجه و سودمند برای محققان و روانشناسان علاقهمند به رویکرد تحلیلی یونگ است حتی اگر به کافکا و ادبیات هم هیچ علاقهای نداشته باشند. از داریل شارپ کتابهای متعددی به فارسی برگردانده شده که از آن جمله میتوان به «تیپهای شخصیتی»، «ازدواج رنج مقدس» و «فرهنگ مفاهیم روانشناسی یونگی» اشاره کرد.
بخشی از متن کتاب:
«برای کافکا «وابستگی» مانند زندان بود. او در ۱۸ اکتبر ۱۹۱۶ به فلیسه باوئر مینویسد: «من، که بخش اعظم زندگیام، موجودی وابسته بودهام، اشتیاقی بیپایان به استقلال و آزادی از همه چیز دارم.» ماکس برود احساس میکند «اگر او به تواناییهای هنریاش اجازه ظهور کامل میداد» میتوانست این کشمکش (آزادی/ امنیت) را رفع کند. اما تنش در واقع در دل روانرنجوری اوست و انگاره زندان در فهم آن نقش کلیدی دارد.»
خوشه شایان