آخرین مطالب

» پرونده » الن سیکسو یا نوشتن بارقه‌وار

الن سیکسو یا نوشتن بارقه‌وار

این ترجمه ای است از برگردان انگلیسی مقاله دلوز تحت عنوان Helene Cixous, or Writing in Strobe چاپ شده در مجموعه Desert Islands and Other Texts توسط انتشارات (Semiotext(e در سال ۲۰۰۴. اصل فرانسوی این مطلب در بخش ادبیات روزنامه لوموند در ۱۱ آگوست ۱۹۷۲ منتشر شده است.

الن سیکسو یا نوشتن بارقه‌وار

نویسنده: ژیل دلوز

ترجمه: مریم نبوی‌نژاد (دانش‌آموخته زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه یورک)

الن سیکسو سالهاست که بی‌ سر و صدا کار می‌کند و با آنکه در سال ۱۹۶۹ برای کتابش «اندرون» جایزه مدیچی را گرفت، بقیه کارهایش نسبتاً ناشناخته مانده‌اند. کتاب زیبایی نوشته‌است درباره «تبعید جیمز جویس» که در آن داستان، نظریه و نقد، تنگ در هم تنیده‌اند. در برداشت نخست، آثار او از یک سنت جویسی ریشه می‌گیرند: روایت پیش‌رونده‌ای که خودش را نیز در برمی‌گیرد یا خود موضوع اثر می‌شود، با یک «مؤلف» جمعی و یک سوژه «خنثی»، جمع خنثی و همزمانی هر نوع صحنه‌ای: تاریخی و سیاسی، افسانه‌ای و فرهنگی، روانکاوانه و زبان‌شناسانه. اما شاید این برداشت نخست با آنکه به نظر بدیهی می‌آید منجر به یک سو‌ءتفاهم شود. مثلاً این عقیده که سیکسو یک نویسنده به‌غایت دشوار است یا اینکه کار او تب‌های مد روز ادبیات معاصر را دنبال می‌کند. اصالت واقعی یک نویسنده تنها وقتی آشکار می‌شود که ما خود را در نقطه دیدی که او خلق کرده بگذاریم. از آنجاست که خواندن سهل می‌شود و اثر خود دست خواننده را می‌گیرد و می‌برد. راز در اینجاست: هر اثر واقعاً نویی ساده، سهل و لذت‌بخش است. کافکا را ببینید. بکت را ببینید.

رمز و راز سیکسو را در کتاب اخیرش « خنثی‌» می‌بینیم.نویسنده‌ی به سخت‌نویسی شناخته شده عموماً می‌خواهد که به آهستگی خوانده شود. اما در این مورد، اثر از ما می‌خواهد که تند بخوانیمش و محتومیم که دوباره بخوانمیش، هر بار تندتر و تندتر. سختی‌هایی که خواننده آهسته‌خوان تجربه می‌کند همچنان که سرعت خواندن افزایش یابد، برطرف می‌شود. به نظر من، سیکسو یک نوع جدید و اصیلی از نوشتن را خلق کرده که به او جایگاه خاصی در ادبیات مدرن می‌دهد: نوشتن در بارقه، جایی که داستان جان می‌گیرد، مضامین مختلف به هم متصل می‌شوند و کلمات اشکال متنوعی را بسته به شتاب خواندن و تداعی، قالب می‌دهند.

مشخصه بزرگ پل موران۲ که امروز بد فهمیده شده در این بود که سرعت را به ادبیات حوالی سال ۱۹۲۵ آورد، با آوردن سرعت مرتبط با موسیقی جاز، اتومبیل و هواپیما در سبک. سیکسو سرعت‌های دیگری را، گاه سرعت‌های دیوانه‌واری را در ارتباط با امر معاصر خلق می‌کند. کتاب «خنثی» از گفتن این موضوع خسته نمی‌شود.رنگ‌ها چنان در هم می‌آمیزند که از خلال حرکات، طیف‌ها و سایه‌های ناشناخته به وجود ‌آیند. نوشتن در ثانیه، نوشتن در کسری از ثانیه: «قاعده آسان است: حرکت از یک درخت به درخت دیگر، حال یا با تبادل بدن‌های در حرکت یا با تبادل عبارات مکمّل، یا با تبادل نام‌ عبارات که جفت هم عمل می‌کنند. همه اینها چنان سریع رخ می‌دهد که از بیرون سخت است ببینیم کدام یک از این عملیات در حال پیشروی است و آیا این جابجایی از یک درخت به دیگری به صورت بدنی رخ می‌دهد یا تنها از طریق نام. حرکت چنان است که درختان در چشم‌اندازی بارقه‌وار انگار ستونی صاف و صیقلی به نظر آیند یا با خطوط تیره هاشورخورده به زحمت شیاردار به نظر آیند، شبح نسل‌ها، کاغذ… هر یک دیگری را بازی می‌کند: مثلاً عبارت «هیچ‌کس بی دیگری‌اش نیست» سامسون متشبه می‌شود

پس جلوه‌ای که سیکسو خلق می‌کند چیست؟ دستمایه «خنثی» از عناصر مرتبط به هم ساخته شده است: عناصر فعال ساخته شده از خواسته‌ها، عناصر آواشناسی ساخته از حروف، عناصر زبان‌شناسی ساخته از ترکیب‌ها، عناصر نقد برساخته از نقل‌ قول‌ها، عناصر فعال برساخته از صحنه‌ها و غیره. این عناصر گروه ثابتی را شکل می‌دهند که اگر سرعت خواندن صفر باشد برای رمزگشایی سخت و پیچیده است. در سرعت‌های میانه عناصر زنجیر‌هایی را شکل می‌دهند که به هم جوش می‌‌‌‌خورند و بعد به این گروه و آن گروه متصل می‌شوند، گروه‌هایی که هر کدام مقصودی دارند چنان که هر کدام داستان‌های بارزی دارند یا آنکه نسخه‌های بارزی از یک داستانند. در سرعت‌های بالاتر و بالاتر عناصر به در هم سریدگی بی‌‌پایان می‌رسند، یک دوران شدید که آنها را از جوش ‌خوردن به هر گروه دیگری به هر شکلی مانع می‌شود و آنها را هر چه سریع‌تر از درون هر داستان و همه داستان‌ها می‌راند. در یک کلام، خوانش، بسته به شتاب همکاری خواننده عمل می‌کند. مثلاً صحنه فوق‌العاده مرگ پسر، که دست‌ کم تا سه سطح تغییر می‌کند. یا آن صفحات خنده‌آوری که خواننده می‌بیند حرف ف همه کلمات در همسایگی‌اش را آلوده و به سرعت تسخیر می‌کند. این لذتی است که از یک کتاب به مثابه مخدر می‌آید، یک غریبگی منقلب‌کننده. این در تطابق با نوعی برداشت فرویدی است که سیکسو عاشق آن است: با هر حسی، خوانش «خنثی» باید سخت و منقبض باشد، همچون سازوکار مدرن یک موشکافی قاطعانه.

۱ این ترجمه ای است از برگردان انگلیسی مقاله دلوز تحت عنوان Helene Cixous, or Writing in Strobe چاپ شده در مجموعه Desert Islands and Other Texts توسط انتشارات (Semiotext(e در سال ۲۰۰۴. اصل فرانسوی این مطلب در بخش ادبیات روزنامه لوموند در ۱۱ آگوست ۱۹۷۲ منتشر شده است.

۲ پل موران ( Paul Morand (۱۸۸۸-۱۹۷۶ نویسنده فرانسوی است که بیشتر آثارش را در فاصله دو جنگ جهانی در قرن بیستم نوشته است. سبک نوشتاری‌اش به توصیفات و تصویر‌سازی‌های بسیار و ریتم تند سینمایی مشهور است.


برچسب ها : , ,
دسته بندی : پرونده , شماره ۲۷ , ویژه
ارسال دیدگاه

معرفی کتاب