خبرهای ویژه

» ۲۶ » توصیف منطق عشق و عقل در زندگی جین ایر

تاریخ انتشار : 2021/01/25 - 17:33

 کد خبر: 788

توصیف منطق عشق و عقل در زندگی جین ایر

پوران لشینی ابیان* (همه مطالب این نویسنده) رمان جین‌ ایر نوشتۀ شارلوت برونته داستانی عاشقانه بین دختری یتیم و مردی ثروتمند است. شخصیت اصلی داستان، جین است که از زندگی بدون عشق رنج برده اما به شکلی غیرمنتظره عشق را با آقای راچستر پیدا می‌کند و در پایان داستان جین و راچستر ازدواج و زندگی […]

توصیف منطق عشق و عقل در زندگی جین ایر

پوران لشینی ابیان*

(همه مطالب این نویسنده)

رمان جین‌ ایر نوشتۀ شارلوت برونته داستانی عاشقانه بین دختری یتیم و مردی ثروتمند است. شخصیت اصلی داستان، جین است که از زندگی بدون عشق رنج برده اما به شکلی غیرمنتظره عشق را با آقای راچستر پیدا می‌کند و در پایان داستان جین و راچستر ازدواج و زندگی خوشی را سپری می‌کنند.

رنج‌های جین با رسیدن به عشق، پایان می‌یابد و او شاهد رابطه‌ای پرمعنا و عمیق با همسرش و خانوادۀ او می‌شود. درحقیقت نیاز او به عشق عامل محرک داستان است. دختری یتیم و بدون خانواده که همه‌جا و همیشه به دنبال عشق است تا زندگی برایش بامعنا شود. رفتار او همیشه بیانگر باورهایش است. مثلاً برای او بسیار مهم است که در لاوود دوستش داشته باشند. لاوود مدرسه‌ای است مذهبی برای بچه‌های یتیم؛ جایی که بسیاری از دختران به‌خاطر بدرفتاری و عدم رسیدگی جان خود را از دست می‌دهند اما او محبت هلن را در آنجا پیدا می‌کند. محبتی که قبلاً همه جا به دنبال آن گشته بود.

جین عشق را با پایان رنج‌ها مرتبط می‌سازد. جین ایر نشان می‌دهد عشق و رنج اغلب درهم‌تنیده هستند. وقتی بعضی دخترها در مدرسه از او دوری می‌کنند می‌گوید: «می‌دانم باید به خود توجه کنم اما اگر دیگران دوستم نداشته باشند این کافی نیست. من مرگ را به این زندگی ترجیح می‌دهم.» (جین ایر، ص ۶۵)

همچنین او وقتی به عمارت بزرگ تورنفیلد راچستر وارد می‌شود شرح می‌دهد که چقدر از اینکه خانم فایرفاکس، ادل و سوفی او را دوست دارند خوشحال است. می‌گوید: «هیچ سعادتی مانند دوست داشته شدن از طرف دیگران و حس حضور به‌عنوان جزئی از خانوادۀ آنان آرامش‌بخش نیست.» (جین ایر، ص ۲۲۱)

او ترک آنان را با مرگ برابر می‌بیند و اعتراف می‌کند: «اگر من روزی مجبور به ترک آن‌ها باشم، برایم مثل روبه‌رو شدن با مرگ است.» (جین ایر، ص ۲۲۷)

جین به‌عنوان یک یتیم مدام برای برقراری ارتباط با دیگران تلاش می‌کند. به‌عنوان کسی که از خانوادۀ واقعی خود جدا شده آرزوی وابستگی با اطرافیانش ازجمله دوستان، معلم‌ها و کارفرماهای خود را دارد. در جامعۀ دوران ویکتوریایی ازدواج برای زن جایگاه بسیار مهمی محسوب می‌شد و هر چند وقت یک‌بار این فشار برای یافتن همسر در ارتباط‌های پرتنش و روابط اشتباه خودبه‌خود ظاهر می‌شد. درمورد جین او فشار بیشتری بر خود وارد می‌کرد زیرا او واقعاً تنها بود و در آرزوی داشتن خانواده. او می‌توانست خانواده‌ای داشته باشد و بخشی از گروه خانوادۀ بزرگ‌تری باشد. نیاز به داشتن خانواده در عشق او به راچستر به‌عنوان اولین و درواقع تنها گزینۀ ازدواج و ایجاد خویشاوندی بسیار واضح است. او پایبند و شیفتۀ راچستر می‌شود و با تمام وجود خطاهایش را نادیده می‌گیرد. جین دوست داشتن را در روابط خود با راچستر یاد می‌گیرد و بی‌قیدوشرط به‌خاطر مهربانی‌هایش به او عشق می‌ورزد.

راچستر با او ارتباط برقرار می‌کند و به‌خاطر دلباختگی جین، نگرشی از سر لطف به او دارد. جین می‌گوید: «دوستی بی‌ریای او چنان صمیمانه بود که با رفتارش مرا به‌سوی خود می‌کشید. بعضی وقت‌ها حس می‌کردم او بیشتر خویشاوند من است تا اربابم. چنان خوشحال، چنان راضی از اینکه علاقه‌ای تازه به زندگی‌ام اضافه شده که از دلتنگی برای خانواده دست کشیدم.» (جین ایر، ص ۱۳۴)

در همین زمان جین کشف می‌کند عشق او و راچستر به خاطر اختلاف طبقاتی اجتماعی و رابطۀ او با دوشیزه اینگرام غیرممکن است. پس‌ازآنکه جین عشق خود به راچستر را افشا می‌کند او به این عشق پاسخ نمی‌دهد و در عوض از او می‌خواهد به‌عنوان معلم سرخانه به ایرلند برود تا او آمادۀ ازدواج با بلانش زیبای خود شود. (جین ایر، ص ۲۲۵)

با وجود این و نقشۀ او برای معشوقه بودن، جین آداب‌ورسوم را به دور ریخته و با تقاضای ازدواج و خواستگاری راچستر موافقت می‌کند. این تصمیم ثابت می‌کند جین تحت هر شرایطی به عشق نیاز دارد.

رمان جین ایر اثری چشمگیر از دورۀ ویکتوریایی است و نمونه‌ای از ادبیات انگلیس که در آن شخصیت زن، نقش اصلی را در ناملایمات ایفا می‌کند. این نوع کارها معمولاً آمیزه‌ای از نیاز به عشق در وجود زن‌ها و به کارگیری عقل در مورد مردان است.

چهل سال پیش از انتشار رمان جین ایر اثر برونته، ماری ولستون کرافت کتاب احقاق حقوق زنان را منتشر کرد. ولستون کرافت رویکردی به موضوع مشارکت زنان در توسعه و توانمندسازی آنان در تصمیم‌گیری‌ها دارد که به نفع رشد و توسعۀ معنوی، فکری و احساسی آنان است. ولستون کرافت وقتی به احقاق حقوق زنان می‌پردازد به این نکتۀ کلیدی اشاره دارد و ادعا می‌کند: «مردها مسلماً بیش از زنان تحت تأثیر تمایلات خود هستند و امیال ذاتی آنان به‌خاطر سخت‌گیری‌های اجتماعی و افراط در بی‌بندوباری بیشتر به سمت فساد رفته است.» (ماری ولستون کرافت ص ۱۶۸)

همچنین ولستون کرافت معتقد است: «اگر زنان به شکلی گسترده‌تر آموزش می‌دیدند می‌توانستند وظایف تربیتی خود را در همکاری با مردان به‌عنوان والدین بهتر به انجام برسانند.» (ماری ولستون کرافت ص ۸۳)

پژوهش‌های اخیر، عقاید ولستون کرافت را به کارهای برونته پیوند می‌دهد. برخلاف این عقیده که جین ایر صرفاً قصۀ عشق یک زن ناتوان از تفکر معقول است، محققانی مانند گیلبرت، گوبر و سیکسو، جین ایر را کتابی می‌دانند که آموزش معقول برای زنان را می‌طلبد تا به ارتقاء نقش آنان در جامعه و محیط خانواده کمک کند. شاید به‌خاطر اینکه جین در کودکی عشق را درک نکرده و معنای دوست داشته شدن را نمی‌داند نیروی خود را بر آموزش به‌عنوان راه فراری از رنج‌های خود متمرکز می‌کند. هرچند تصمیم جین برای ترک راچستر پس از فهمیدن موضوع ازدواج او، مخالف عقاید قبلی جین بر تکیه به عشق به‌عنوان اساس زندگی است. (گوبرت۳۰) او فکر می‌کند زندگی با عزت بهتر از معشوقه بودن است. عقل و منطق پشتیبان تصمیم اوست چون نمی‌خواهد تحت عنوان عشق تحقیر شود و درمی‌یابد این‌گونه عشق چیزی به‌جز درد به همراه ندارد. در پایان او ارزش‌های خود را که بر پایۀ عقل و معیارهایش است، ارتقا می‌بخشد.

ممکن است برونته تحت تأثیر کتاب احقاق حقوق زنان بوده باشد. ماری ولستون کرافت تأکید دارد عقل و منطق آغاز آزادی زنان است. همان‌طور که درمورد تاریخ مباحثه می‌دانیم برای ولستون کرافت عقل اهمیت دارد و این کتاب را بر اساس آن نوشته است. چون عقل و دانایی برای ما بصیرتی به ارمغان می‌آورد که می‌توانیم پس از آن فردی خوب، خوشحال و موفق باشیم.

او بر عقل برای فرونشاندن هیجانات و رهبری رفتارها و انتخاب‌ها تکیه دارد که باید توسط زن‌ها به‌عنوان انسان و موجودی معقول اعمال شود. در نظر گوبرت عقل لازمه و بنیان رفتار و اخلاق برای عدم وابستگی زنان است که آنان را قادر به شکل بخشیدن به رفتارهای اخلاقی کرده تا توانایی دستیابی به آزادی از طبقۀ اجتماعی را داشته باشند. جین با تکیه بر عقل یاد می‌گیرد احساسات خود را کنترل کند. او به این نتیجه می‌رسد که به سه دلیل خویشتن‌داری لازم است.

اول، خویشتن‌داری راه رفتار اخلاقی است. او از طریق آموزش یاد گرفته است می‌تواند از عقل خود استفاده کند و به آن احترام بگذارد. (گوبرت۳۱)

دوم، جین وقتی می‌بیند خویشتن‌داری و اصول اخلاقی با احساسات در ستیز است درگیر تصمیم‌گیری می‌شود. پس‌ از آنکه از وجود همسر اسرارآمیز راچستر آگاه شده و او را می‌بیند، در اتاق را به روی خود قفل می‌کند تا به آنچه برای زندگی و عشق او اتفاق افتاده فکر کند. وقتی سرانجام از اتاق خارج می‌شود، راچستر جلوی در به انتظار اوست. او با استفاده از قدرت عقل خود، با خاکستر گرم آتش احساس درون خود مبارزه می‌کند. با وجود اینکه جین شخصیتی احساسی است ارزش‌های عقلانی -قضاوت خوب- بر احساس او غلبه کرده و راچستر را رد می‌کند.

سومین خویشتن‌داری، مربوط به موقعیت اجتماعی و جنسیتی است. وضعیت دوگانۀ او به‌عنوان یک انسان سرخورده و زنی که در شرایطی فراتر از کنترل خود قرار گرفته است. او با فرونشاندن احساسش که ممکن است او را در معرض خطر قرار دهد، از خود محافظت می‌کند. در قوی‌ترین تجلی خویشتن‌داری، جین از عشق پرشور خود صرف‌نظر می‌کند تا بر مبانی اخلاقی خود ایستادگی و از خود در برابر رسوایی اجتماعی معشوقه بودن مراقبت کند. تصمیم پیچیده‌ای است اما او موفق می‌شود بر اعتقادات خود استوار بماند.

وقتی جین درمی‌یابد راچستر قبلاً ازدواج کرده مجبور می‌شود تصمیم بگیرد که بماند یا باوجود دلباختگی او را ترک کند. به‌هرحال برونته به جین فرصت می‌دهد تا امیال جنسی خود را برآورده کند. رهایی از عقل و به باد سپردن هوشیاری «من با او ازدواج کردم» جین تسلیم احساس می‌شود اما این کار را بر اساس تعقل انجام می‌دهد. شخصیت قوی او کمکش می‌کند که خجالتی یا منزوی نباشد. جین خود را زنی مستقل و با نظرات شخصی دربارۀ اخلاقیات و ارزش‌های دوران ویکتوریایی معرفی می‌کند. او با راچستر ازدواج می‌کند چون با مرگ همسر او و میراث باقیمانده از عمویش می‌داند خواهد توانست آزادانه عقاید خود را درمورد ازدواج اعمال کند. هیجان برای جین بخشی از عشق است اما در انتها او از عقل پیروی می‌کند تا تمایلات جنسی را کنترل و از قوانین و سنت‌های اخلاقی دوران ویکتوریا اطاعت کند. کشاکش ذهنی جین را وادار می‌سازد تا عاقلانه با احساسات خود کنار بیاید.

از دیدگاه جین کاری که می‌توانست انجام دهد با آنچه باید انجام دهد خیلی تفاوت دارد. او مصمم است از احساسات پرهیز و رنج بیشتری را تحمل کند اما از عقل و هوشیاری برای عزت زنان به‌عنوان موجودی عاقل بهره بگیرد.

برونته ما را با وضع دشوار جین در مبارزه میان عقل و احساس آشنا می‌کند. جین عقل را بر دلباختگی مقدم می‌داند تا اولین تصمیم را گرفته و راچستر را ترک کند. راچستر نمی‌تواند درک کند چرا جین که یک محروم تنگدست و یک یتیم بیچاره است می‌خواهد او را ترک کند. درنتیجه راچستر تصور می‌کند جین او را ترک می‌کند چون نمی‌تواند هم‌تراز و هم‌شأن او باشد. با به کارگیری عقل، او پیشنهاد تحمیلی رفتن به فرانسه و همسر راچستر بودن را رد می‌کند. چون با این کار او فقط نقش یک معشوقه را خواهد گرفت و این نقش برای جین قابل‌قبول نیست.

با وجود اینکه جین به طبقۀ پایین اجتماع تعلق دارد، معنائی از احترام به عقلانیت در لحن او بسیار قوی است وقتی می‌گوید: آقا، همسر شما زنده است و این حقیقتی است که امروز صبح فهمیدم. اگر آن‌طور که می‌خواهید با شما زندگی کنم، پس باید معشوقۀ شما باشم -تا بگوید غیرازاین سفسطه است- اشتباه است، این نشانه‌ای از اعطای موقعیت ارزشمند به یک زن است، حتی اگر مجبور شود ازدواجی که وضع اجتماعی او را تغییر می‌دهد رد کند. (گوبرت۳۲)

در نظر ایگلتون برخلاف جین، راچستر از عقل برای کنار آمدن با شرایط جدیدی که منجر به ازدواج می‌شد استفاده نمی‌کند. به‌علاوه او توضیح می‌دهد جین چیزی برای از دست دادن ندارد. چون او هیچ خویشاوندی ندارد. «تو نه خانواده‌ای داری نه آشنایانی. پس چه لزومی دارد بترسی آن‌ها از زندگی تو با من ناراحت شوند؟»

جین از حرف‌های راچستر به‌شدت تکان می‌خورد. از منطق برای جواب استفاده می‌کند و می‌گوید: «من به خودم احترام می‌گذارم.» ( ایلگتون، ۱۲)

این روابط به جین کمک می‌کند یاد بگیرد در تلاش برای یافتن سعادت و احساس خود باید تصمیمات مهمی اتخاذ کند. مثلاً وقتی به وجود برتا میسون پی برد می‌گوید: «آقای راچستر برای من مثل قبل نبود. چون آنچه درباره‌اش فکر می‌کردم نبود.» (جین ایر ص ۲۵۲)

بر اساس این دریافت او بی‌درنگ تصمیم می‌گیرد تورنفیلد را ترک کند. آن‌طور که روح مادرش به او می‌گفت: «دخترم، از وسوسه فرار کن.» (جین ایر ص ۲۷۲)

وقتی راز راچستر جین را آزرده می‌کند، برونته از کشف شدن برتا استفاده می‌کند تا نشان دهد جین، در حال حاضر بهترین راه برای تضمین احساس امنیت و خوشبختی را می‌داند، باوجود وضع اقتصادی و اجتماعی پایین در مقایسه با آقای راچستر او تصمیم دشوار خود را بر اساس تعالیم عقلی اتخاذ می‌کند. حتی با وجود اینکه رنج او تشدید شود؛ اما با این کار، او استقلال و عزت‌نفس خود را به دست می‌آورد.

در ابتدا وقتی خواننده با جین مواجه می‌شود به نظر می‌رسد او نمی‌داند چه وقت باید خود را مهار کند و در تعامل با همسالان و بزرگ‌ترها بر خود تسلط ندارد. در پایان داستان شخصیت او به‌عنوان زنی عاقل با قابلیتِ حفظ خود در شرایط سخت زندگی پرورانده می‌شود. سرانجام برونته، تجربیات زندگی راچستر و روابط او با جین را به تصویر می‌کشد. همچنین قابلیت جین دربارۀ خودسازی و توانایی تصمیم‌گیری شخصیت او را شکل می‌دهد. او در روابط فعل‌ و انفعالاتی را به کار می‌گیرد تا بیشتر به عقاید ولستون کرافت نزدیک شود تا زنان یاد بگیرند توانایی عقلی خود را گسترش دهند. در پایان، این روش‌ها به جین کمک می‌کند شخصیتی قوی‌ داشته باشد و به خواننده نشان دهد، او جین ایر واقعی را یافته است.

*کاندیدای دکترای فلسفه ایده‌ها و زیبایی‌شناسی، استادیار فلسفه و زیبایی‌شناسی دانشگاه دالاس، تکزاس

منابع:

Brontë, Charlotte. Jane Eyre

Eagleton, Introductions & “Jane Eyre,” Myths of Power

Gubar and Gilbert, selections from Madwoman in the Attic

Wollstonecraft, Mary. A Vindication of the Rights of Woman


برچسب ها : , ,
دسته بندی : ۲۶ , نقد
ارسال دیدگاه